کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


 



 

کار بر روی شخصیت سالم

 

انتظارات و آرزوهای پائین

 

رشد افکار مثبت و خوش بینانه

 

بها دادن به شادی

 

– برنامه ریزی و سازمان دهی برای امور زندگی

 

تأکید بر زمان حال

 

کاهش احساسات منفی

 

توقف نگرانی(آرگایل، ترجمه گوهری و همکاران، ۱۳۸۳).

 

۳-۶-۲ آموزش مهارت های اجتماعی

 

آموزش مهارت های اجتماعی می‌تواند کمک زیادی ارائه کند، برای کسانی که نمی توانند دوست پیدا کنند این آموزش ها شامل ارتباط غیرکلامی و ارتباط کلامی، احساس مفید بودن، درک بهتر موقعیت ها و ارتباط های اجتماعی می‌باشد. آرگایل و لو (۱۹۹۰) نشان دادند که بخشی از تبیین شادی برون گراها، به خاطر مهارت های اجتماعی بهتر این افراد می‌باشد، به خصوص خودابرازی[۴۸] و توانایی همکاری آن ها، آموزش مهارت های اجتماعی بخشی از یک مجموعه بزرگ درمانی است. دوره «مقابله با افسردگی» لوینسون و بوتلیب[۴۹](۱۹۹۵) شامل موارد زیر است:

 

مهارت های بیان[۵۰]

 

دوست یابی[۵۱]

 

بحث و گفتگو[۵۲]

 

خودابرازی

 

ارتباط شفاف [۵۳]

 

۷-۲ صفات درونی افراد شادکام

 

۱) از عزت نفس و احترام به نفس بالایی برخوردارند و خودشان را دوست دارند.

 

۲) احساس کنترل شخصی بیشتری در خود احساس می‌کنند.

 

۳) خوش بین هستند.

 

۴) برون گرا هستند و در ارتباط با دیگران توانمندند.

 

۵) معتقدند که افکار خوبی دارند، افرادی اخلاقی اند و قادر به پیشرفت هستند.

 

۶) کام به طور معمول احساس کنترل شخصی دارند و بهتر با استرس ها مقابله می کننند.

 

۷) زمانی که عهده دار امری می‌شوند انتظار موفقیت دارند(میرز، ۱۹۹۳).

 

۸-۲ شرح حال مختصری درباره فوردایس:

 

دکتر مایکل فوردایس استاد دانشکده های روانشناسی و به عنوان پیش قدم تحقیقات و تئوری پرداز شادمانی در جهان شناخته می شود. به مدت ۳۳ سال استاد روانشناسی، مدیر تکنیک در حوزه مشاوره خصوصی و مؤلف مقاله های متعدد، آزمون های روانشناسی بوده است. کارهای اخیرش در حوزه تکنیک های افزایش شادمانیاست که نتایج آن پایه و اساس روانشناسی شادمانی است. آزمون ها و مواد شادمانی دکتر فوردایس اخیراًً در کلنیک ها و کلاس‌های تحقیقاتی سراسر دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد و کارش توجه زیادی را در رسانه های عمومی به خود جلب ‌کرده‌است. در حال حاضر دکتر فوردایس در ایالت فلوریدا زندگی و تدریس می‌کند. با دکتر فوردایس به آدرس زیر[۵۴] می شود تماس برقرار کرد(عبدی مالیدره، ۱۳۸۵).

 

فوردایس(۱۹۸۳) برنامه ای برای افزایش شادمانی افراد جاممعه ایجاد ‌کرده‌است که شامل ۱۴ عنصر است. این برنامه هشت عنصر شناختی و شش عنصر رفتاری دارد. وی معتقد است با آموزش این اجزا به افراد توانسته است بر شادمانی آنان بیفزاید.

 

هشت جزء شناختی برنامه فوردایس عبارتند از:(فوردایس،۱۹۸۳).

 

۱- کاهش سطح توقعات و آرزوها

 

۲- ایجاد تفکر مثبت و خوش بینانه

 

۳- برنامه ریزی امور

 

۴- تمرکز بر زمان حال

 

۵- کاهش احساسات منفی

 

۶-توقف ناراحتی(گریز از ناراحتی)

 

۷- پرورش شخصیت سالم

 

۸- اولویت دادن و ارزش قائل شدن برای شادمانی

 

شش جزء رفتاری برنامه فوردایس عبارتند از: (فوردایس،۱۹۸۳)

 

۱- افزایش فعالیت

 

۲- افزایش ارتباط اجتماعی

 

۳- تقویت روابط نزدیک(ایجاد صمیمیت بیشتر)

 

۴- پرورش شخصیت جتماعی

 

۵- خلاقیت و درگیر شدن در کارهای پرمعنا

 

۶- خود بودن

 

فوردایس(۱۹۹۷) از صاحب نظران روان شناسی شادی با بررسی تحقیقات متعددی، مجموعه ای با عنوان«آموزش شادکامی» ارائه داده است. این برنامه دارای ۱۴ اصل است. اعتقاد فوردایس بر این است که به غیر از تأثیر عوامل مختلفی چون ژنتیک، شخصیت، میزان درآمد، طبقه اجتماعی و اقتصادی، میزان تحصیلات و … در میزان شادی افراد، وبژگیهای خاص دیگری نیز وجود دارند که وجود آن ها موجب کسب شادی می‌گردد. زیربنای برنامه شادکامی فوردایس این است که اگر شخص بخواهد می‌تواند همانند افراد شاد، شاد باشد. این برنامه ترکیبی از نظریات شناختی و رفتاری می‌باشد. در سطح شناختی روند تحقیقات انجام شده برای رسیدن به هر یک از این اصول می‌توانند شادی فراگیران را افزایش دهند، ارائه می‌گردد. در حیطه رفتاری، از تکنیک های رفتاردرمانی استفاده می شود تا به کمک آن ها این چهارده اصل عملی شوند.

 

۹-۲ اصول چهارده گانه فوردایس

 

این اصول به نقل از عابدی(۱۳۸۳) شرح داده می شود.

 

۱-۹-۲ اصل اول: فعال تر بودن و سرگرمی

 

این اصل مبتنی بر مطالعات زیادی است که نشان می‌دهند افراد شاد در زندگی خود فعال تر هستند. نتایج نشان می‌دهد که افراد شاد زندگی شان را با فعالیت، پر و لبریز می‌کنند و مهم تر اینکه بیشتر اوقات خود را به فعالیت های جالب و لذت بخش می گذرانند. لذا فوردایس جهت تحقیق این اصل زندگی افراد شاد و ناشاد را با هم مقایسه می‌کنند و فراگیران درمی یابند که زندگی افراد شاد، یک زندگی فعال و پر از فعالیت های خوشایند است.

 

این اصل به فعالیت های زیر استوار است:

 

فعالیت های لذت بخش نسبت به فعالیت های غیرلذت بخش، شادکامی بیشتری ایجاد می‌کنند.

 

فعالیت های جسمانی بیش از فعالیت هایی که تحرک جسمانی ندارند، شادکامی ایجاد می‌کنند.

 

تجربه های جدید و تازه بیش از فعالیت های تکراری موجب شادی فرد می‌گردند.

 

فعالیت های جمعی نسبت به فعالیت های فردی شادی بخش تر هستند.

 

فعالیت های سودمند و معنادار بیشتر از فعالیت های بیهوده شادی ایجاد می‌کنند.

 

فوردایس به فراگیران توصیه می‌کند تا فهرستی از فعالیت هایی با ویژگی فوق را تهیه کنند و سپس آن ها را تشویق به انجام آن ها در زندگی روزمره خود می‌کند.

 

۲-۹-۲ اصل دوم: گذراندن اوقات بیشتر در اجتماعات و فعالیت های جمعی

 

مطالعات نشان می‌دهند که فعالیت ها و روابط اجتماعی در شادمانی فردی نقش مهمی دارد. علاوه بر این اکثر پژوهش ها زندگی فعال اجتماعی را مهم ترین عامل شادکامی می دانند. فعالیت های اجتماعی هم در سطح رسمی شامل عضویت در سازمان ها، کلوپ ها، انجمن ها و … و هم در سطح غیر رسمی مانند ارتباط با دوستانن، همسایگان، خویشاوندان، همکاری و … می‌باشد. مطالعات نشان دهنده آن است که وجود تعاملات اجتماعی(رسمی و غیررسمی) احساس رضایت از زندگی، حمایت از طرف دیگران و احساس تعلق به گروه را افزایش داده که در نتیجه همه این موارد در ایجاد و افزایش شادکامی افراد بسیار مؤثر می‌باشند.

 

۳-۹-۲ اصل سوم: مولد بودن و انجام کارهای سودمند و معنادار

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 06:02:00 ق.ظ ]




 

– چون خودشان به خودشان استناد می‌دهند پس من استفاده از این شاخص را با این که قبول دارم ولی در ایران دور از واقعیت می دانم.

 

– بخش نمایه استنادی را نمی‌شناسم.

 

– بخش طلایه داران را نمی‌شناسم.

 

– بخش مقالات داغ و پر استناد را نمی‌شناسم ولی به طور کمیخوب است ولی نه کیفی.

 

– بخش جبهه‌های پژوهش را نمی‌شناسم.

 

– رتبه بندی‌های دانشگاه را نمی‌شناسم اصلاً هم این رتبه بندی‌ها را قبول ندارم.

 

– کسی که این پایگاه را درست کرده فکرش درست بوده ولی در ایران فایده‌ای ندارد.

 

– دلیل قبول نداشتن این پایگاه این است که همه چیزها در آن رانت است

 

بعضی‌ها مقاله‌هایشان الکی است اصلاً مال خودشان نیست که اعتباری داشته باشد.

 

– دراینجا نگاه نمی‌کنند این مقاله درست است یا نه کیفیت دارد یا نه فقط چاپ می‌کنند و هرچی هم که چاپ می‌شود می‌رود داخل آی اس سی نمایه می‌شود.

– خیلی کم می‌شناسم از آن روز که دکتر مهراد مسئولش بود می‌شناسم در نمایشگاه‌ها با مسئولینش صحبت کردم ولی مورد استفاده قرار نگرفت چون خیلی خطای سیستماتیک دارد

 

– رتبه بندی‌های آن ناهمگون است.

 

– شاخص‌های آن ناهمگون است.

 

– من برون داده‌هایش را لمس کرده‌ام مثلاً دکتری با H=30و با ۳۰۰مقاله نفر پنجم لیستی قرار گرفته که نفر اول آن ۴۰ تا مقاله داشته است. برون دادهایش درست نیست متری(ابزار) که به کار می‌برد دقیق نیست.

 

– این معیار را نمی‌توان صدرصد روی آن حساب کرد.

 

– بعضی رشته در پزشکی آی اف‌شان ۳۰ است ولی یک سری رشته‌ها هستند که رشته‌های خوبی هستند ژورنال‌های خوبی دارند ولی آی اف بالایی پیدا نمی‌کنند.

 

– بعضی وقت‌ها وقت گیر است مثلاً من برای اینکه مقاله‌ای در مجله‌ای با آی اف بالا چاپ کنم باید کلی وقت صرف کنم مثلاً دو سال صبر کنم تا چاپ کنند.

 

– کلاً از آی اف خیلی سواستفاده می‌شود.

 

– ضریب تأثیر اگر مهم باشد برای ژورنال مهم است به دانشجو و استاد چیزی نمی‌رسد.

 

– بخش نمایه استنادی علوم را نمی‌شناسم.

 

– بخش طلایه داران علم را نمی‌شناسم.

 

– بخش مقالات داغ و پراستناد را نمی‌شناسم.

 

– بخش جبهه‌های پژوهش را نمی‌شناسم.

 

– رتبه بندی را قبول ندارم آدم‌هایی که آنجا کار می‌کنند را قبول دارم ابزاری که دستشان است حداقل در علوم پزشکی جواب نمی‌دهد.

 

– اگر دسترسی طوری باشد که چند پایگاه دیگر در دلشان داشته ‌باشند که ما وضعیت جهانی را بررسی کنیم بهتر است. این طور نباشد که ما فقط خودمان را قبول داشته باشیم.

 

– مرزهای مذهبی برای مقالات اقدام درستی نیست مثلاً رویتر یهودی است او هم می‌توانست بگوید پایگاه استنادی یهودی ولی این کار را نکرد چون می‌خواست عمومی باشد مرزبندی کردن درست نیست آن ها فکر می‌کنند اسلام را تقویت کرده‌اند ولی این طور نیست یک سری چیزها اسلامی و غیر‌اسلامی ندارد.

 

– اگر بخواهیم نمایه تأثیرگذار باشد باید هر چیزی از هرکجای دنیا از عراق آلمان…. ‌به این مقاله استناد داده باشد و ربط داشته باشد را در نظر بگیریم.

 

– به نظرم یک ایندکس کلی درست کنند کشورهای مثل آمریکا عضو شوند از اطلاعات آن استفاده کنند و حتی بعضی مقالات برای آن ها پولی شود.

 

– برای رسیدن به اهدافش باید تلاش کند هنوز که نرسیده به نظرم اگر اسلامی را جدا نکنند بهتر است بیایند یک بخش را اسلامی قرار دهند نه کل آن را یا بیایند منطقه جغرافیایی قرار دهند مثلاً پایگاه استنادی خاورمیانه.

 

– من خودم مقالات زیادی دارم که در خارج چاپ می شود چون جایگاهی در آی اس سی ندیدم که در آنجا قرار دهم.

 

– ژورنال‌هایی که در آنجا هست مقالاتش فارسی اگرکسی از کشور دیگر بخواهد استفاده کند چطور استفاده کند چطور به آن استناد دهد یا مقالاتی که به زبان خودشان است مثلاً عربی یا از بسنی هم من دیدم که مجله است ولی کی در ایران می‌خواند زبانش به درد ما نمی‌خورد.

 

– آی اس سی همه را محدود کرده به کشورهای اسلامی ولی آی اس سی همه می‌توانند استفاده کنند.

 

– آی اس آی تجاری است ورود به آن به خاطر مسائل سیاسی و اجتماعی و.. دشوار است و نمی‌توان این دو را مقایسه کرد مثل این است که نماز خواندن یک مسلمان را با کلیسای یک مسیحی مقایسه کرد.

– خیلی کم می‌شناسم از آن روز که دکتر مهراد مسئولش بود می‌شناسم در نمایشگاه‌ها با مسئولینش صحبت کردم ولی مورد استفاده قرار نگرفت چون خیلی خطای سیستماتیک دارد

 

– رتبه بندی‌های آن ناهمگون است.

 

– شاخص‌های آن ناهمگون است.

 

– من برون داده‌هایش را لمس کرده‌ام مثلاً دکتری با H=30و با ۳۰۰مقاله نفر پنجم لیستی قرار گرفته که نفر اول آن ۴۰ تا مقاله داشته است. برون دادهایش درست نیست متری(ابزار) که به کار می‌برد دقیق نیست.

 

– این معیار را نمی‌توان صدرصد روی آن حساب کرد.

 

– بعضی رشته در پزشکی آی اف‌شان ۳۰ است ولی یک سری رشته‌ها هستند که رشته‌های خوبی هستند ژورنال‌های خوبی دارند ولی آی اف بالایی پیدا نمی‌کنند.

 

– بعضی وقت‌ها وقت گیر است مثلاً من برای اینکه مقاله‌ای در مجله‌ای با آی اف بالا چاپ کنم باید کلی وقت صرف کنم مثلاً دو سال صبر کنم تا چاپ کنند.

 

– کلاً از آی اف خیلی سواستفاده می‌شود.

 

– ضریب تأثیر اگر مهم باشد برای ژورنال مهم است به دانشجو و استاد چیزی نمی‌رسد.

 

– بخش نمایه استنادی علوم را نمی‌شناسم.

 

– بخش طلایه داران علم را نمی‌شناسم.

 

– بخش مقالات داغ و پراستناد را نمی‌شناسم.

 

– بخش جبهه‌های پژوهش را نمی‌شناسم.

 

– رتبه بندی را قبول ندارم آدم‌هایی که آنجا کار می‌کنند را قبول دارم ابزاری که دستشان است حداقل در علوم پزشکی جواب نمی‌دهد.

 

– اگر دسترسی طوری باشد که چند پایگاه دیگر در دلشان داشته ‌باشند که ما وضعیت جهانی را بررسی کنیم بهتر است. این طور نباشد که ما فقط خودمان را قبول داشته باشیم.

 

– مرزهای مذهبی برای مقالات اقدام درستی نیست مثلاً رویتر یهودی است او هم می‌توانست بگوید پایگاه استنادی یهودی ولی این کار را نکرد چون می‌خواست عمومی باشد مرزبندی کردن درست نیست آن ها فکر می‌کنند اسلام را تقویت کرده‌اند ولی این طور نیست یک سری چیزها اسلامی و غیر‌اسلامی ندارد.

 

– اگر بخواهیم نمایه تأثیرگذار باشد باید هر چیزی از هرکجای دنیا از عراق آلمان…. ‌به این مقاله استناد داده باشد و ربط داشته باشد را در نظر بگیریم.

 

– به نظرم یک ایندکس کلی درست کنند کشورهای مثل آمریکا عضو شوند از اطلاعات آن استفاده کنند و حتی بعضی مقالات برای آن ها پولی شود.

 

– برای رسیدن به اهدافش باید تلاش کند هنوز که نرسیده به نظرم اگر اسلامی را جدا نکنند بهتر است بیایند یک بخش را اسلامی قرار دهند نه کل آن را یا بیایند منطقه جغرافیایی قرار دهند مثلاً پایگاه استنادی خاورمیانه.

 

– من خودم مقالات زیادی دارم که در خارج چاپ می شود چون جایگاهی در آی اس سی ندیدم که در آنجا قرار دهم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:47:00 ق.ظ ]