کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


 



 

حیات دریایی را به سه گروه عمده می توان تقسیم نمود :

 

الف . پلانکتون ها : این موجودات به دو صورت گیاه و حیوانی بنام «فیتوپلانکتون» و «زوپلانکتون» در دریا غوطه ورند و تحرک اصلی آن ها ، توسط جریانات اقیانوسی و یا جزر و مدی می‌باشد . فیتوپلانکنون ها که اکثر اکسیژن روی زمین را تولید می‌کنند ، منبع غذایی مهمی برای دیگر ارگانیزم ها بشمار می‌روند و در دریا در مناطقی که نور کافی برای عمل فتوسنتز وجود دارد ، زندگی می‌کنند .

 

ب . نکتون ها : ماهی ها و پستانداران دریایی که قابلیت شنا کردن دارند ، در این گروه قرار می گیرند . ‌بنابرین‏ برای حرکت در آب دریا ، مانند فیتوپلانکتون ها به جریان های دریایی و جزر و مد متکی نیستند .

 

گستردگی و توزیع نکتون تابع عواملی مانند درجه حرارت ، شوری ، ذخیره اکسیژن و منابع غذایی می‌باشد .

 

ج . بنتوس : موجودات و ارگانیزم های کف اقیانوس ، بنتوس نامیده می‌شوند که می‌توانند ثابت یا متحرک باشند . این موجودات ، اجساد سایر ارگانیزم ها را تجزیه نموده و مواد غذایی را مجدداً بداخل آب بازگشت می‌دهند . بعلاوه از ازدیاد رسوبات اضافی کف دریا ممانعت بعمل می آورند .

 

تولید اولیه ؛ در دریا توسط فیتوپلانکتون ، با تبدیل مواد غیر ارگانیک به مواد ارگانیک (آلی) که اولین مرحله در زنجیره غذایی دریاها می‌باشد ، صورت می‌گیرد که این عمل فتوسنتز نامیده می شود . همزمان با عمل فوق ، فیتوپلانکتون ها نیز اکسیژن تولید می‌کنند .

 

تولید ثانویه ؛ زمانی است که زوپلانکتون ها علفخوار از فیتوپلانکتون تغذیه نموده و تولید گونه حیوانی می‌کنند .

 

تولید ثالثیه ؛ زمانی است که زوپلانکتون گوشتخوار و ماهی ها از زوپلانکتون گیاه‌خوار تغذیه می‌کنند .

 

۲ – ۷ – ۲ – ۶ آلودگی حرارتی : به طور معمول میزان بازدهی یک نیروگاه هسته ای در تبدیل انرژی حاصل از شکافت هسته ای به انرژی الکتریکی حدود ۳۳ درصد است ، بقیه انرژی به صورت گرما و عمدتاًً از طریق چگالنده بخار دفع می‌گردد . این حرارت دفعی معمولاً به صورت آب گرم وارد جریان های آبی یا دریاچه ها و دریاها می‌گردد که بر حسب میزان حرارت دفعی ، میزان جریان رودخانه یا محل دفع در دریاچه و نوع گونه های گیاه و جانوری تأثیرات مختلفی را به جای می‌گذارد ( عباسپور ، مجید ، ۱۳۸۶ ) .

 

۲ – ۷ – ۲ – ۷ آلودگی خزانه ژنتیکی جمعیت : شاید در نگاه اول تصور گردد ، آلودگی خزانه ژنتیکی همان اثرات پرتوها به ژنتیک جانداران است . ولی این مطلب با اثرات ژنتیکی که حتی ممکن است منجر به سرطان های کشنده در فرد شود ، متفاوت است . آن اثرات در فرد یا افراد است و با مرگ آن ها چه بسا به کلی حذف گردد . اما منظور از آلودگی خزانه ژنتیکی جمعیت آن سری از اثرات سوء ژنتیکی است که در سلول های جنسی رخ می‌دهد به صورت تغییرات صفات ژنتیکی به نسل بعد منتقل می شود . به همین ترتیب به نسل های آتی هم انتقال می‌یابد و برای همیشه جزیی از خزانه ژنتیکی جمعیت می شود . چنین تغییرات منحصر به انسان نبوده و می‌تواند در همه جانداران رخ دهد ( عباسپور ، مجید ، ۱۳۸۶ ) . استرانسیم ۹۰ طی انفجارهای بمب اتمی رها می‌گردد . این عنصر ممکن است از راکتورها نیز به مقادیر کمی تحت شرایط کاری متعارف آن ها رها گردد ، اما در هنگام بروز سانحه مقادیر گسیل آن افزایش می‌یابد . استرانسیم ۹۰ به آسانی به وسیله گیاهان جذب می‌گردد و نیز می‌تواند از طریق شیر گاو به بدن انسان وارد شود . این عنصر به سوی استخوان می رود و مانند کلسیم در آنجا رسوب می‌کند . استرانسیم ۹۰ با نیمه عمر ۲۸ سال ، در استخوان شروع به تابش کرده و می‌تواند به بروز لوسمی و سرطان استخوان منجر گردد . تجمع هسته هیا پرتوزا در داخل بافت ها برای سلامتی انسان پیامدهایی جدی به همراه دارد که ممکن است در نواحی محدود بسیار خطرناک باشد ( عباسپور ، مجید ، ۱۳۸۶ ) .

 

۲ – ۷ – ۲ – ۸ آ سیب روانی جامعه : یکی دیگر از عوارض مهم ناشی از حضور نیروگاه ها در یک شهر یا یک کشور که باید به آن توجه کرد ، بحث آسیب روانی یا ترس و وحشتی است که اکثریت افراد جامعه نسبت به تأسیسات هسته ای دارند . این ناراحتی روانی تنها محدود به افراد آن کشور نیست ، ما همه روزه شاهد اعتراض ها و اجتماعات در سطح دنیا در رابطه با توسعه و گسترش تأسیسات هسته ای هستیم . این ناراحتی روانی در خصوص سلاح های اتمی بسیار بارز تر است . هم اکنون اکثر مردم کشورهای اسلامی خاورمیانه از وجود کلاهک های هسته ای اسرائیل در هراسند ، مردم ایران بخشی از افکارشان متوجه بحث های سیاسی و بین‌المللی و تهدیدهای آمریکا در خصوص نیروگاه هسته ای بوشهر است ( عباسپور ، مجید ، ۱۳۸۶ ) .

 

۲ – ۸ منطقه مورد مطالعه

 

۲-۸-۱ جغرافیای طبیعی استان بوشهر

 

استان بوشهر با وسعت ۵/۲۳۱۶۷ کیلومتر مربع [۳۸] و وسعت حدود ۴/۱ درصد از مساحت کل کشور ، در جنوب غربی جمهوری اسلامی ایران و در فاصله ۲۷ درجه و ۱۸ دقیقه تا ۳۰ درجه و ۱۴ دقیقه عرض جغرافیایی و ۵۰ درجه و ۸ دقیقه تا ۵۲ درجه و ۵۷ دقیقه طول جغرافیایی و در حاشیه خلیج فارس به طول ۶۲۵ کیلومتر واقع شده است . ( زارعی بهادر، دولاح عبدالصمد ، ۱۳۸۶ : ۴۵ ) از لحاظ مساحت هفدهمین استان کشور محسوب می‌گردد . این استان از شمال به استان خوزستان و قسمتی از استان کهگیلویه و بویر احمد ، از شرق به استان فارس ، از جنوب شرقی به قسمتی از استان هر مزگان و از جنوب و غرب به خلیج فارس محدود است . بیشترین مرز داخلی بوشهر با استان فارس است که سراسر شرق استان بوشهر به وسیله یک مرز طبیعی از نوع کوهستانی[۳۹] در حدود ۵۰۰ کیلومتر را در بر می‌گیرد ، سراسر شرق استان بوشهر به وسیله یک مرز طبیعی از سراسر غرب استان فارس جدا می شود . استان بوشهر در طول ۶۲۵ کیلومتر نوار ساحلی از دوحه دیلم ( دوحه شاه عبدالله ) شروع و به خلیج بندر تبن ختم می شود . با خلیج فارس مرز مشترک دارد و همه آبها در طول نوار ساحلی ذکر شده به انضمام جزیره خارگ و خارگو و فارسی و آبهای ساحلی آن ها جزء قلمرو آبی این استان محسوب می‌گردد . این مرز بین‌المللی با کشورهایی مانند عربستان سعودی[۴۰] طولانی ترین مرز ، کویت ، قطر و بحرین را شامل می شود . استان بوشهر از نظر قلمرو خشکی و از لحاظ پستی و بلندی به دو قسمت جلگه ای و کوهستانی تقسیم می شود ، قسمت جلگه ای این استان ادامه جلگه خوزستان می‌باشد و در امتداد خلیج فارس قرار گرفته و از شمال و شمال غربی به سوی جنوب و جنوب شرقی امتداد یافته است . قسمت کوهستانی استان بوشهر از دو رشته کوه عمده تشکیل شده که به موازات هم سراسر طول استان را طی نموده و ناحیه پست کرانه های خلیج فارس را از قسمت های داخلی ایران جدا می‌سازند . رشته کوه اصلی ادامه رشته کوه زاگرس بوده که از شمال شرقی برازجان و شمال غربی اهرم و خورموج گذشته و در امتداد خود به سمت جنوب شرقی به ارتفاعات لیتو در فارس منتهی می‌گردد . این ارتفاعات ( گچ ترش ) نام دارند . ارتفاعات خورموج ، کوه های گیسکان و بزبز در شرق برازجان ، کوه سیاه در دشت پلنگ و ارتفاعات بوشکان و پازنان از جمله قلل معروف این رشته کوه می‌باشند .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 09:33:00 ب.ظ ]




 

در دوران باستان شخصیت حقوقی بیگانگان به کلی نفی می شد و آنان از ابتدایی ترین حقوق در آن جوامع محروم بودند. به عنوان مثال یک خارجی حق ازدواج در سرزمین بیگانه را نداشت، نمی توانست مالک اموال شود و یا حق مراجعه به دادگاه جهت جبران خساراتی که متحمل می شد را نداشت و به طور کلی رفتار با آنان شبیه رفتار با بردگان بوده است.[۳۳]

 

در ایران باستان نیز وضع خارجیان همواره در اختیار پادشاهان بود و ملاحظات سیاسی تعیین کننده حقوق بیگانگان بوده است. رنه گروسه (rene grusset )مورخ شهیر فرانسوی درباره وضع بیگانگان در ایران باستان می‌گوید که باید ملت ایران را از نجیب ترین ملل دانست؛ چراکه علی رغم داشتن مذهبی معین، نسبت به سایر نژادها و مذاهب به دیده احترام می نگریسته اند.[۳۴] « از ابتدای قرن ۱۹ میلادی با توسعه روابط بین‌المللی تجاری،فرهنگی و غیره در اثر تکامل علم و صنعت به تدریج در اکثر قوانین حق ورود بیگانگان به کشورها، اقامت آنان و حداقل حقوقی برای آن ها شناخته شد که البته در هر کشوری بنا به مقتضیات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شرایط آن متفاوت است».[۳۵]

 

مبحث سوم: منابع و سیر دخالت بیگانگان در ایران

 

حقوق ایران در طول تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین، ازچند دوره متمایز گذشته تا به دوران کثرتی رسیده است. برخی از این دوران ها، نسبت به دوران های دیگر از این حیث متمایزند که در طول آن ها، افزون به حقوق خصوصی سرزمین ایران، حقوق بیگانه نیز بر اثر تسلط بیگانگان در این سرزمین جاری بوده است. در این دوران ها نمی توانسته میان حقوق بومی ایران و حقوق بیگانه پیوندهایی پدید نیامده باشد. از میان این دوران ها آمدن اسلام به ایران دارای ارزش و برجستگی ویژه است. با این رخداد تاریخی بی مانند،حقوق پیش از اسلام ایران، که، به ویژه در دوران اخیر آن زیر تأثیر مذهب زرتشتی تکامل یافته بوده جای خود را به حقوق اسلامی داد و اگر از حقوق گذشته اثری بر جا مانده محدود به روابط حقوق خصوصی زرتشتیانی گردید که مذهب خود را در برابر اسلام حفظ کرده بودند. در این مبحث به سیر دخالت بیگانگان در ایران پرداخته می شود.

 

گفتار اول: اصول و منابع شناخت حقوق بین الملل در ایران

 

اصول و منابعی که در حقوق بین الملل خصوصی برای شناخت حقوق بیگانه وجود دارد به سه دسته تقسیم می‌شوند: مقتضیات حقوق بین الملل، رفتار متقابل، قوانین داخلی. که هر کدام را به صورت جداگانه شرح می‌دهیم.

 

بند اول: مقتضیات حقوق بین الملل

 

برای تعیین حقوق بیگانگان معیارهای مختلفی در جامعه بین‌المللی به کار گرفته می‌شوند که مهمترین آن ها عبارتند از رفتار ملی برابر و رفتار حداقل بین‌المللی. بر اساس نظریه استاندارد ملی یا رفتار ملی برابر، بیگانه به جای برخورداری از رفتار یا وضعیت ویژه، از همان حقوق و امتیازات اتباع کشور میزبان برخوردار می‌گردد. دیدگاه رفتار ملی از مفاهیم برابری کشورها و حاکمیت سرزمینی نشأت گرفته و طرفداران این معیار می‌گویند که چون بیگانگان باید از قوانین محل اقامت اطاعت کنند و در واقع به شرایط محلی با همه منافع و مضرات تسلیم شده اند، لذا تنها مجازند انتظار رفتار برابر با اتباع را از کشور پذیرنده داشته باشند. لازم به یادآوری است که در این دیدگاه بعضی از نابرابریها مجاز است. به عنوان مثال، ضرورتی ندارد که اتباع بیگانه از حقوق سیاسی برخوردار باشند و یا می توان در قوانین محدودیت‌هایی را برای استخدام در برخی مشاغل در نظر گرفت و این امر به منزلۀ تعارض با معیار رفتار ملی برابر نیست، چرا که این امور مربوط به مصالح ملی و اعمال حاکمیت است و برابری کامل بیگانگان با اتباع ممکن است استقلال کشور را در ابعاد مختلف مخدوش سازد[۳۶].

 

دیدگاه اخیر که اصولاً از سوی کشورهای آمریکای لاتین در قرن نوزدهم و اوایل قون بیستم حمایت می شد از سوی بعضی از کشورهای در حال توسعه و نیز ‌دولت‌های‌ سوسیالیست اروپای شرقی حمایت گردید. مخالفان این نظریه بدون در نظر گرفتن محدودیتهای مجاز که از طرف نظریه پردازان آننیز اذعان شده است، اظهار می دارند که پذیرش این نظریه مستلزم دادن حقوقی به اتباع بیگانه است که دولت پذیرنده ملزم به اعطای آن نیست. به عنوان مثال می‌گویند که دولت‌ها نمی توانند در زمینه دفاع و امنیت ملی، امور نظامی، سیاست خارجی و یا شرکت در قوه قضاییه و مقننه و نظایر آن ها همان امتیازاتی که برای اتباع خود قائل هستند را به بیگانگان نیز بدهند. به علاوه مخالفان می‌گویند با پذیرش این نظریه، یک کشور می‌تواند با اتباع بیگانه رفتار غیرانسانی داشته باشد و برای توجیه اعمال خود مدعی شود که با اتباع خود نیز به همین صورت رفتار می‌کند[۳۷].

 

معیار حداقل استاندارد بین‌المللی، که عمدتاًً توسط ‌دولت‌های‌ غربی مطرح شده است نیز ‌در مورد انتقاد کشورهای جهان سوم واقع شده و این دسته از کشورها معتقدند که « حداقل استاندارد بین‌المللی بهانه و پوششی برای اعطای وضعیت ویژه به بیگانگان، حمایت سرمایه گذاری خارجی و توجیه مداخله خارجی در امور داخلی آن ها‌ است.»[۳۸]

بهرحال، در سال ۱۹۵۷ که کمیسیون حقوق بین الملل دومین گزارش خبر ویژه خود را ‌در مورد مسئولیت بین‌المللی به بحث گذاشت، در این گزارش ماده ای گنجانده شده بود که در آن هم معیار رفتار ملی و هم معیار حداقل بین‌المللی پیشنهاد گردیده بود. ‌به این ترتیب که دولت‌ها موظف شده بودند که با اتباع بیگانه آن گونه رفتار نمایند که با اتباع خود رفتار می‌کنند، مشروط بر اینکه این رفتار هیچگاه از حداقل پیش‌بینی شده در اسناد بین‌المللی موجود راجع به حدقل حقوق اساسی به رسمیت شناخته شده و تعریف شدۀ بشر کمتر نباشد[۳۹].

 

بنددوم:رفتار متقابل

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:31:00 ب.ظ ]




تعلیق در فرهنگ‌های حقوقی فارسی- انگلیسی با این ترجمه آمده:
تعلیق= abeyance/propate[406]
تعلیق=suspention[407]
قلمروی اجرای تعلیق مجازات: برابر ماده ۲۵ ق. م.ا در کلیه محکومیت‌های تعزیری و بازدارنده حاکم می‌تواند اجرای تمام یا قسمتی از مجازات را با رعایت شرایط از دو تا پنج سال معلّق نماید پس فقط در مجازات‌های تعزیری و بازدارنده می‌توان از تعلیق استفاده کرد.[۴۰۸] لذا ملاک در تعلیق، نوع خاص مجازات به هیچ وجه نیست، بلکه نوع جرم ارتکابی است برای مثال، دادگاه در تعلیق مجازات از باب حدود هیچ اختیاری ندارد.[۴۰۹]


لذا می‌توان در جرم تخریب از تعلیق اجرای مجازات استفاده کرد ‌به این دلیل که جرم تخریب از جمله جرایم تعزیری می‌باشد. البته همان‌ طور که در بحث تعدد و تکرار جرم متذکّر شدیم باید تبصره ۱ مادّه ۶۷۵ و تبصره ۱ مادّه ۶۸۷ را استثنا کرد و همینطور اگر شرایط مرتکب مادّه ۶۸۳ را بتوان با شرایط محاربه تطابق داد این سه مادّه به دلیل خروج از تعزیرات قابلیت اعطای تعلیق را ندارند.
مادّه ۳۰ ق.م.ا اجرای احکام جزایی را در جرایم ذیل غیر قابل تعلیق شناخته است:

  1. مجازات کسانی که به وارد کردن و یا ساختن و یا فروش موادّ مخدّر اقدام و یا به نحوی از انحاء با مرتکبین اعمال مذکور معاونت می کند.
  2. مجازات کسانی که به جرم اختلاس؛ ارتشا یا کلاه برداری یا جعل و یا استفاده از سند مجعول یا خیانت در امانت یا سرقتی که موجب حد نیست یا آدم ربایی محکوم می‌شوند.
  3. مجازات کسانی که به نحوی از انحاء با انجام اعمال مستوجب حد معاونت می کند.[۴۱۰]

شروط اعطای تعلیق مجازات: تعلیق مجازات تابع شروطی است که برخی به ماهیّت محکومیت‌های سابق و وضع بزه‌کار و برخی دیگر به آیین اعطای آن مربوط می‌شود شروط هر یک را تحت دو عنوان شروط ماهیّتی و شکلی جداگانه بررسی می‌کنیم.
شرط ماهیتی: نخستین شرط استفاده از تعلیق مجازات نداشتن سابقه محکومیت قطعی به اتّهام یکی از جرایم مستلزم مجازات‌های مندرج در ذیل مادّه ۲۵ ‌به این شرح است:

  1. محکومیت قطعی به حد.
  2. محکومیت قطعی به قطع یا نقص عضو.
  3. محکومیت قطعی به جزای حبس به بیش از یک سال در جرایم عمدی.
  4. محکومیت قطعی به جزای نقدی به مبلغ بیش از دو میلیون ریال.
  5. سابقه محکومیت قطعی دو بار یا بیشتر به علّت جرم‌‌های عمدی با هر میزان مجازات.

شرط دیگر برخورداری از تعلیق مجازات استحقاق مجرم است. بر طبق بند (ب) مادّه ۲۵، تعلیق مجازات هنگامی جایز است که: دادگاه با ملاحظه وضع اجتماعی و سوابق زندگی محکوم علیه و اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب جرم گردیده است اجرای تمام یا قسمتی از مجازات را مناسب نداند.[۴۱۱]
شرط شکلی: تعلیق اجرای مجازات به لحاظ شکلی مستلزم اجتماع کمینه سه شرط است:
شرط نخست: همزمانی صدور حکم محکومیت و قرار تعلیق است. مادّه ۲۷ ق.م.ا در این باره مقرّر می‌دارد: (قرار تعلیق اجرای مجازات ضمن حکم محکومیت صادر خواهد شد. تعلیق اجرای حکم پس از فراغت از رسیدگی و به موجب حکم یا قرار مؤخر فاقد مجوز قانونی است.)
شرط دوّم: مستدل بودن حکم دادگاه است. مراد از جهات و موجبات در مادّه ۲۸ ق.م.ا دلایل و اسبابی است که دادگاه را پس از تحقیق و بررسی به تعلیق اجرای مجازات مجاب ‌کرده‌است.
شرط سوّم : هشدار دادگاه و آگاهانیدن محکوم علیه به پیامدهای رفتار مخالف دستور دادگاه است. به موجب مادّه ۳۵ ق.م.ا (دادگاه هنگام صدور قرار تعلیق آثار عدم تبعیت از دستورهای صادره را صریحاً قید و اعلام می‌کند که اگر در مدّت تعلیق مرتکب یکی از جرایم مستوجب محکومیت مذکور در مادّه ۲۵ شود علاوه بر مجازات اخیر مجازات معلّق نیز درباره او اجرا خواهد شد.)[۴۱۲]
آثار تعلیق مجازات: تعلیق اجرای مجازات، آزمایشی است برای محکوم علیه تا در ارتکاب جرم، مجدداً سقوط نکند. در اجرای ماده ۲۱۳ ق.آ.د.ع.ک چنانچه رأی دادگاه مبنی بر برائت یا تعلیق مجازات متّهم باشد و متّهم بازداشت باشد، فوراً آزاد می‌شود مگر آنکه از جهات دیگری بازداشت باشد برای کلیه محکومین به مجازات‌های معلّق باید بلافاصله پس از قطعیت حکم از طرف دادسرای مربوط(دادگستری) برگ سجل کیفری تنظیم و به مراجع صلاحیتدار ارسال شود و در هر مورد که در مدّت تعلیق، تغییری داده شود یا حکم تعلیق مجازات الغاءگردد باید مراتب فوراً برای ثبت در سجل کیفری محکوم علیه به مراجع صلاحیتدار مربوط اعلام شود.
هرگاه محکوم علیه از تاریخ صدور قرار تعلیق اجرای مجازات در مدّتی که از طرف دادگاه مقرّر شده مرتکب جرائم مستوجب محکومیت مذکور در ماده ۲۵ نشود محکومیت تعلیقی بی اثر محسوب و از سجل کیفری او محو می‌شود. ممکن است به منظور دسترسی به متّهم و حضور به موقع وی در موارد لزوم و جلوگیری از فرار یا پنهان شدن یا تبانی با دیگری، طبق ماده ۱۳۲ ق.آ.د.ک مصوّب ۱۳۷۸ قرار تأمین صادر شده باشد با قطعی شدن قرار تعلیق اجرای مجازات، در اجرای تبصره ۲ ماده ۱۳۹ قانون مذبور، قرار تأمین صادره قبلی ملغی الاثر می‌شود و لذا بر حسب مورد وثیقه مسترد و یا کفیل از مسئولیت مبرا می‌شود.[۴۱۳]
در پایان بحث تعلیق و شرایط آن به بحث تعلیق مراقبتی و ساختار آن در حقوق انگلستان می‌پردازیم:
تعلیق مراقبتی یکی از مهمترین نهادهای جانشینی مجازات زندان است که هدف اصلی آن کاستن از تعداد جرایم و شمار زندانیان است. تعلیق مراقبتی عبارت است از دادن آزادی به مجرم تحت سرپرستی و نظارت مددکاران اجتماعی به جای کیفر در زندان، در مدّت معیّنی به منظور آماده ساختن او برای بازگشت به زندگی اجتماعی.
ساختار تعلیق مراقبتی در کشور انگلستان: رد پای اصول تعلیق مراقبتی را می‌توان در انگلستان در سال‌های ۱۸۲۰ جستجو کرد و آن زمانی بود که قضّات دادگاه‌های بخش[۴۱۴] با تلفیق روش ضمانتی کامن لو و نظام‌های التزامی نسبت به آزادی مجرمان جوان با تعّهد یک کارفرما اقدام کردند. شروع تعلیق مراقبتی در انگلستان را معمولاً به سال ۱۸۷۶ نسبت می‌دهند.[۴۱۵]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:41:00 ب.ظ ]




 

در ایالات متحده شرکت‌های امنیتی خصوصی از دولت‌های فدرال، ایالتی و محلی آمریکا روی هم، نگهبانان، پرسنل و کارآگاهان بیشتری استخدام می‌کنند و بسیاری از وظایفی را که زمانی جزو اصلی مأموریت پلیس دولتی شمرده می‌شد انجام می‌دهند. پدیده پلیس خصوصی در همه جهان در حال رشد است.

 

پلیس خصوصی نوعاً بر زیان به جای جرم، روش های پیشگیرانه جای مجازات؛ دادگستری خصوصی (نظیر اخراج اختلاس کنندگان یا صدور هشدارهای تجاوز ممنوع برای کسانی که از مغازه‌ها جنس بلند می‌کنند) جای دادگاه عمومی و مالکیت خصوصی جای مالکیت عمومی تمرکز می‌کنند.

 

پلیس خصوصی ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﭘﻠﻴﺲ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺩﺍﺭﺩ. ﺩﺭ ﺍﻣﺮﻳﻜﺎ ﺷﻤﺎﺭ ﭘﻠﻴﺲ‌ﻫﺎﻱ ﺧﺼﻮﺻﻲ ﺍﺯ ﭘﻠﻴﺲ ﺭﺳـﻤﻲ ﺑـﻴﺶ ﺗـﺮاست ﻭ ﻫـﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﻳـﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻴﺶ ﺗﺮﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﺍﻳﻦ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺑﺪﻭﻥ ﺷـﻚ ﻣﺴـﺎﺋﻞ ﺩﺭ ﺧـﻮﺭ ﺗـﻮﺟﻬﻲ ﺑـﺮﺍﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﺳﺎﻻﺭﻱﻫـﺎ ﺑـﻪ ﻭﺟـﻮﺩ ﻣـﻲ ﺁﻭﺭﺩ . ﭘﻠـﻴﺲ ﺧﺼﻮﺻـﻲ ﻣﻤﻜـﻦ ﺍﺳـﺖ ﻣﻜﻤـﻞ ﻭ ﻧـﺎﻇﺮ ﭘﻠﻴﺲ ﻫﺎﻱ ﺭﺳﻤﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﻱ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺗﺮ ﺗﺸﺮﻳﻚ ﻣﺴﺎﻋﻲ ﻛﻨﺪ.

 

ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺁﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺣﻔﻆ ﺍﺻﻮﻝ ﺩﻣﻜﺮﺍﺳﻲ ﺑﺎ ﺩﺷﻮﺍﺭﻱ ﻫﺎﻳﻲ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﻮﺩ مثلا ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻳﻜـﻲ ﺍﺯ ﻣﻠﺰﻭﻣـﺎﺕ ﺍﺳﺎﺳـﻲ ﻭ ﺍﻭﻟﻴـﻪ ﻣﺜـﻞ ﺍﻣﻨﻴـﺖ ﺑـﻪ ﭼﺸـﻢ ﻛـﺎﻻﻳﻲ ﺗﺠﻤﻠـﻲ ﻧﮕﺮﻳﺴﺘﻪ ﺷﻮﺩ، ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺎﻟﻄﺒﻊ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﻲ ﺑﻀﺎﻋﺖ ﺍﺯ ﺁﻥ بی ﺑﻬﺮﻩ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ماند. ﺍﻳـﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺻﺮﻓﺎ ﻣﺄﻣﻮﺭﺍﻥ ﺩﻭﻟﺘﻲ ﻣﺠﺎﺯ ﺑﺎﺷـﻨﺪ ﺩﺭ ﭼـﺎﺭﭼﻮﺏ ﻗـﻮﺍﻧﻴﻦ ﺑـﻪ ﺍﺳـﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺍﻗﺘﺪﺍﺭ ﺁﻣﻴﺰ ﻣﺘﻮﺳﻞ ﺷﻮﻧﺪ، ﺍﻧﺼﺎﻑ ﻭ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺑﻴﺶ ﺗـررﻋﺎﻳـﺖ ﺧﻮﺍﻫـﺪ ﺷـﺪ.[۵]

 

بندچهارم: پلیس عمومی و پلیس محلی

 

پلیس عمومی عبارت است از پلیس هایی که به صورت متمرکز عمل می‌کنند و مسئول ایجاد نظم و ترتیب و آسایش و آرامش در سطح جامعه به صورت گسترده می پردازند. منظور از این آسایش، یعنی همان چیزی که لازمه مدنیت و سهولت روابط جمعی است، می‌باشد. پلیس عمومی فارق از اعمال وظیفه در سطح محلی، گستره وسیع تری را جهت ایجاد نظم و امنیت در اختیار دارد.

 

در مقابل پلیس عمومی که در سطحی گسترده عمل می‌کند پلیس محلی وجود دارد که دارای مأموریت حفظ نظم و آرامش است. جهت تحقق اهداف پلیس محلی می‌توان به افزایش ایستگاه ها یا پست‌های کوچک پلیس در محله‌های جرم‌زا پرداخت. این ایستگاه های پلیس محلی با همکاری شهروندان داوطلب، مردم را در زمینه پیشگیری از جرم توجیه و از روش‌های مختلف آن آگاه می‌کنند و از این طریق نظم را در منطقه برقرار می‌نمایند. هدف‌های پلیس محلی عبارتند از؛ کاهش احساس ناامنی، مهار و کنترل جرایم خرد و افزایش اعتماد به پلیس.

 

ﻧﻈﺮﻳﻪ ﭘﻠﻴﺲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﺎﺕ ﻣﺤﻠﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﻫـﻪ ﻣـﻴﻼﺩﻱ ۱۹۸۰ ﺑـﻪ ﺍﻳـﻦ ﺳـﻮ ﺩﺭ ﺍﻣﺮﻳﻜـﺎ ﺍﻗﺒـﺎﻝ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﻣـﺪﻝ ﻫـﺎﻱ ﻣﻌﻤـﻮﻝ ﭘﻠـﻴﺲ ﻛـﻪ ﻣﻘﺒﻮﻟﻴـﺖ ﺟﻬـﺎﻧﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﺒﺘﻨـﻲ ﺑـﺮ ﺩﻳﻮﺍﻥ ﺳﺎﻻﺭﻱ ﺗﺨﺼﺼﻲ ﻭ ﻓﻦ ﺳﺎﻻﺭﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺯﻳـﺎﺩﻱ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﺮﺍﺳـﺎﺱ ﻣـﺪﻝ ﻫـﺎﻱ ﻣﺘﻌﺎﺭﻑ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎﻱ ﭘﻠﻴﺲ، ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺮﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺣﻔـﻆ ﺑـﻲ ﻃﺮﻓـﻲ ﻭ ﺍﻓـﺰﺍﻳﺶ ﻛـﺎﺭﺍﻳﻲ ﺑﺎﻳـﺪ ﺍﺯ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﻴﺮﺩ ﻭ ﻛﺎﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﻣﺠﺮﻣﺎﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﻜـﺎﺏ ﺟـﺮﻡ ﺑﺎﺷـﺪ . ﺑـﺮﻋﻜﺲ، ﺍﻳﻦ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﭘﻠﻴﺲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﺎﺕ ﻣﺤﻠﻲ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻁ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋـﺎﺕ ﺁﻥﻫﺎ ﺍﺳﺖ. ﻣﺜﻼ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﭘﻠﻴسﻫﺎ ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺑﺎ ﻣﺎﺷـین ﮔﺸـﺖ ﺑﺰﻧﻨـﺪ ﺑـﺎ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﺤﻼﺕ ﻭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻛﻮﭼﻚ ﺑﻪ ﺣﻮﺯﻩ ﻣﺮﺍﻗﺒﺘﺸﺎﻥ ﺳﺮﻛﺸﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻨـﺪ. ﺑﺮﺍﺳـﺎﺱ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﻝ، ﭘﻠﻴﺲ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﺭﺍ ﻭﺍﺟﺐ ﻣﻲ ﺷﻤﺎﺭﺩ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻭﻗـﻒ ﺍﺟﺘﻤـﺎﻉ محلی کند و در ﺻﺪﺩ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺳﺎﻛﻨﺎﻥ ﻣﺤﻼﺕ ﺣﻮﺯﻩ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷـﺪ. ﺁﻥﻫـﺎ ﺩﺭ ﭘـﻲ ﺁﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﭘﻴﺸﺎﭘﻴﺶ ﻧﻴﺎﺯﻫا ﻭ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻣﺤﻠﻲ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﻓﻊ ﻛـﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻫـﺎ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻛﻨﻨﺪ. ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺜﺎﻝ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻴﻜﺎﺭﻱ ﺁﻥﻫـﺎ ﻣﻨﺠـﺮ ﺑـﻪ ﺗﻤﺎﻳـﻞ ﺑـﻪ ﺍﺭﺗﻜﺎﺏ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺭ ﻳﺎﺑﻨﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﻝ ﭘﻠﻴﺲ ﺑﺎﻳـﺪ ﻣﻌﻠﻮﻣـﺎﺕ ﻛﻠـﻲ ﺍﺯ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺕ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﻟﺰﻭﻣﺎ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨـﻪ ﺍﻱ ﺧـﺎﺹ ﺗﺨﺼـﺺ ﺩﺍﺷـﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﭘﻠﻴﺲ ﻫﻢ ﻧﺎﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﺑﺎﺷﺪ.

 

بنابراینﺗﺸﻜﻴﻞ ﭘﻠﻴﺲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﺎﺕ ﻣﺤﻠﻲ ﺗﻼﺷـﻲ ﺑـﺮﺍﻱ ﺍﺳـﺘﻘﺮﺍﺭ ﻧﻴـﺮﻭﻱ ﭘﻠـﻴﺲ و ﺑـﺎ ﺧﺼـﻠﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺳﺎﻻﺭﺍﻧﻪ ﺗرﺍﺳﺖ. ﺍﻳﻦ ﻣﺪﻝ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﻓﺮﺽ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺍﺳـﺘوﺍﺭ ﺍﺳـﺖ ﻛـﻪ ﭘﻠـﻴﺲ ﻣـﻮﻗﻌﻲ ﻛﺎﺭﺍﻳﻲ ﻛﺎﻓﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﻛـﻪ ﺍﺯ ﺣﻤﺎﻳـﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋـﺎﺕ ﻣﺤﻠـﻲ ﺑﺮﺧـﻮﺭﺩﺍﺭ ﺑﺎﺷـﺪ ﻭ ﺧـﻮﺩ ﺟﺰﺋﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻠﻘﻲ ﺷﻮﺩ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﺎ ﺟﻨﺒـﻪ ﻫـﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻧﻘﺶ ﭘﻠﻴﺲ ﺩﺭ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﻱ ﻧﻈﻢ ﺁﺷﻨﺎ ﺑﺎﺷﺪ.

 

مبحث دوم: اهداف و وظایف پلیس

 

بر اساس ماده ۳ قانون ناجا: هدف از تشکیل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، استقرار نظم و امنیت، تأمین آسایش عمومی و فردی و وظایف ظابطی است. در ذیل به تعریف هر یک از این وظایف پرداخته شده است.

 

گفتاراول: استقرار نظم و امنیت

 

استقرار نظم و امنیت از جمله مباحث بسیار مهم و مبنایی در سازماندهی امور و انتظام در کارهای حکومتی‌ است. توجه و اهتمام بدین امر مهم در امور داخلی و خارجی حکومت اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد؛ چرا که‌ بدون امنیت،توسعه در هیچ زمینه‌ای(سیاسی،فرهنگی و…)ایجاد نخواهد شد. بی تردید از نیازهای اساسی اعضای جامعه، نیاز به نظم و امنیت در جامعه است. وجود نظم و امنیت سبب می شود افراد با آسودگی به فعالیت های کاری، علمی و تفریحی خود بپردازند. احساس ناامنی سبب تشویش در اذهان جامعه می شود.

 

بر مبنای مطالعات جرم شناختی، نیروی برقراری امنیت و آسایش در جامعه باید نیروی دولتی و کاآزموده باشد تا با ایجاد نیروی الزام آور قانونی سبب امنیت که حق طبیعی افراد در جامعه است شوند. این وظیفه خطیر در کشور ما به پلیس واگذار شده است تا با کاآزمودگی و پایین آوردن سطح اشتباهات خود، جامعه ای امن و عاری از هر گونه تشویش ایجاد نماید.

 

بر اساس ذاتی بودن احساس نظم و امنیت، از ابتدا در همه جوامع بشری نیروی الزام آور امنیت وجود داشت هرچند به اشکال متفاوتی وظیفه امنیت را بر عهده می گرفتند. در جامعه ما این وظیفه بر عهده پلیس می‌باشد تا با مجهزترین تجهیزات و بر مبنای قانون درصد امنیت در جامعه را افزایش دهد.

 

پلیس نباید و نمی‌تواند به تنهایی بار مسئولیت تأمین نظم و امنیت را در جامعه به دوش بکشد و از این‌رو کارکنان نیروی انتظامی باید بیش از گذشته تلاش کنند تا شهروندان را در تمامیت کار پلیس مشارکت دهند. فرماندهان و مسئولان انتظامی با بهره گرفتن از دیدگاه‌های مردم برمشکلات امنیتی، انتظامی و ترافیکی و همچنین خواسته‌های جامعه آگاهی یافته و از آن در راستای تأمین نظم و امنیت بیشتر جامعه استفاده خواهند کرد.

 

گفتاردوم: تأمین آسایش عمومی و فردی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:51:00 ب.ظ ]




 

۳-۴).جامعه آماری

 

جامعه بزرگترین مجموعه از موجودات است که در یک زمان معین مطلوب ما قرار بگیرد و تعریف جامعه آماری عبارت است از: تعدادی از عناصر مطلوب مورد نظر که حداقل دارای یک صفت مشخصه باشند در ضمن صفت مشخصه صفتی است که بین همه عناصر جامعه آماری مشترک و متمایز کننده جامعه آماری از سایر جوامع می‌باشد.جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه ی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در قلمرو زمانی ۵ ساله(۱۳۸۸-۱۳۹۲) می‌باشد.

 

دلیل انتخاب جامعه آماری مذکور این است که سازمان بورس اوراق بهادار تهران اطلاعات نسبتأ جامعی در خصوص وضعیت شرکت‌ها و روند عملکرد های مالی و اقتصادی آن ها دارد و می توان گفت تنها منبع اطلاعاتی است که با بهره گرفتن از آن می توان به منابع اطلاعاتی مالی شرکت‌ها دسترسی یافته و مدل‌های پژوهش را مورد آزمون قرار داد.

 

۳-۵).روش نمونه گیری

 

پس از انتخاب جامعه آماری، یکی از تصمیمات مهمی که در پیش روی هر پژوهشگری قرار دارد انتخاب نمونه است. نمونه ای که باید نماینده ی جامعه ای باشد که پژوهشگر قصد تعمیمِ یافته های پژوهش خود به آن جامعه رادارد. بدیهی است که اگر جامعه مورد نظر بزرگ و حجم و تعداد افراد آن زیاد باشد مطالعه کل جامعه مشکل است، ‌بنابرین‏ جهت سهولت و صرفه جویی در وقت، انرژی و بودجه می توان از روش نمونه گیری استفاده کرد و نتایج را به جامعه تعمیم داد.

 

بر این اساس نمونه را می توان اینگونه تعریف نمود:

 

نمونه بخشی از جامعه ی تحت بررسی است که با روشی که از پیش تعیین شده است انتخاب می‌شود، به قسمی که می‌توان از این بخش ، استنباط هایی درباره کل جامعه به دست آورد.

 

نمونه برداری، فرایند انتخاب تعداد کافی از میان اعضای جامعه آماری است، به طوری که با مطالعه ی گروه نمونه و فهمیدن خصوصیات یا ویژگی های آزمودنی های گروه، بتوان این خصوصیات یا ویژگی ها را به اعضای جامعه آماری، تعمیم داد(سکاران،۱۳۸۵: ۲۹۶).

 

در پژوهش حاضر، به منظور نمونه گیری از روش نمونه گیری هدفمند، حذفی سیستماتیک استفاده شده است. در این روش ابتدا شرایطی جهت انتخاب نمونه تعریف می شود و نمونه های فاقد شرایط مذکور از نمونه حذف می‌گردند. این شرایط با توجه به مدل آزمون فرضیات و متغیرهای پژوهش تعیین می شود. دلیل استفاده از این روش و تعریف چنین شرایطی همگون نمودن نمونه آماری با کل جامعه و امکان تعمیم نتایج حاصل از آزمون ها به جامعه آماری می‌باشد.

 

نمونه آماری مورد آزمون باید به گونه ای انتخاب شود که اولاً نماینده مطلوبی از جامعه آماری باشد و ثانیاًً متناسب با متغیرهای اساسی پژوهش باشد.

 

براین اساس انتخاب نمونه از میان شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با در نظر گرفتن معیارهای زیر انجام می شود:

 

۱٫ به منظور قابل مقایسه بودن اطلاعات، پایان دوره مالی آن ها منتهی به ۲۹ اسفند باشد.

 

۲٫ به منظور همگن بودن اطلاعات، فعالیت آن ها تولیدی باشد.

 

۳٫ حقوق صاحبان سهام شرکت‌ها منفی نباشد.

 

۴٫ اطلاعات مالی شرکت در دوره مورد مطالعه،دردسترس ‌و حسابرسی شده باشد، تغییر سال مالی نداشته باشد و سطح تحصیلات مدیران در دسترس باشد.

 

۳-۶).حجم نمونه آماری

 

تعداد شرکت هایی که با بهره گرفتن از این نوع نمونه گیری انتخاب شده است بشرح زیر می‌باشد:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول(۳-۱): روش انتخاب نمونه تعداد کل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در پایان سال ۱۳۸۸ ۴۵۴ تعدادشرکتهایی که تولیدی و منتهی به ۲۹ اسفند باشند. ۳۲۲ تعداد شرکتهایی که حقوق صاحبان سهام آن ها منفی نباشد. ۳۰۷ تعداد شرکتهایی که طی دوره ی مورد بررسی تغییر سال مالی نداشته و اطلاعات مالی آن ها دردسترس و حسابرسی شده باشند.سطح تحصیلات مدیران نیزدر دسترس باشد. ۱۰۰ تعداد نمونه محاسبه شده در هر سال ۱۰۰

در نتیجه تعداد اعضای نمونه شامل ۱۰۰ شرکت است؛ که اسامی این شرکت‌ها در پیوست شماره ۱ منعکس شده است.

 

۳-۷).روش جمع‌ آوری اطلاعات و داده ها

 

جمع‌ آوری اطلاعات فرآیندی برای دستیابی به شواهدی از واقعیت برای پاسخ های صحیح است. زیرا فرضیه پاسخ دیگران به مصادیقی غیر از مصادیق مورد مطالعه می‌باشد.ما مصداق خود را مورد مطالعه قرار می‌دهیم تا شواهدی از این مصداق جمع‌ آوری کنیم.با توجه به ماهیت این پژوهش از دو روش می‌دانی و کتابخانه ای برای جمع‌ آوری اطلاعات استفاده می شود.

 

روش کتابخانه ای: استفاده از منابع کتابخانه ای که شامل کتاب ،مجلات،پایان نامه ها،مقالات و اینترنت می‌باشد. این روش برای انجام مطالعات مقدماتی،تدوین فصل ادبیات پژوهش و چارچوب نظری پژوهش به کار می رود.

 

روش می‌دانی: برای جمع‌ آوری داده های مربوط به فرضیات پژوهش، به گروه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس مراجعه خواهیم نمود و پس از استخراج اطلاعات مورد نیاز،بااستفاده از گزارشات ‌و صورت‌های مالی شرکت‌ها ازطریق مراجعه به سایت اینترنتی کدال و تجمیع داده ها در ستون های Excel به آزمون و تحلیل و تفسیر نتایج جهت تصمیم گیری در خصوص فرضیات پژوهش می پردازیم.

 

ابتدا اطلاعات گردآوری شده در صفحات کاری ایجاد شده در محیط نرم افزارExcel وارد گردیده و سپس محاسبه های لازم برای دستیابی به متغیرهای این پژوهش انجام می شود. بعد از محاسبه ی کلیه متغیرهای لازم جهت استفاده در مدل های این پژوهش، این متغیرها در صفحات کاری واحدی ترکیب شده تا به طور الکترونیکی به نرم افزار مورد استفاده در تجزیه و تحلیل نهایی منتقل شوند. که در این پژوهش جهت انجام تحلیل های نهایی، از نرم افزارهای Eviews7 استفاده می شود.

 

۳-۸).دوره زمانی پژوهش

 

محدوده زمانی پژوهش، شامل ۵ سال متوالی از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ می‌باشد؛ که بررسی فرضیه های پژوهش با بهره گرفتن از داده های واقعی این سالها انجام می پذیرد. بر اساس هدف پژوهش اطلاعات مربوط به دوره فوق بررسی و شرکت های نمونه آماری در تجزیه و تحلیل ها وارد شده اند.

 

۳-۹).متغیرهای پژوهش و نحوه محاسبه آن ها

 

مهمترین و مفیدترین راه برای طبقه بندی متغیرها، تقسیم بندی آن ها به متغیر مستقل،وابسته و کنترلی است. متغیر وابسته، متغیری است که هدف محقق تشریح یا پیش‌بینی تغییرپذیری آن است. متغیر مستقل، یک ویژگی و خصوصیت است که اثر آن بر متغیر وابسته توسط محقق مورد بررسی قرار می‌گیرد. متغیر کنترلی نیز متغیری است که به منظور تفکیک اثر متغیر مستقل بر متغیر وابسته از اثر سایر متغیرها، مورد بررسی قرار می‌گیرد(خاکی، ۱۳۸۷).

 

این نوع طبقه بندی به دلیل کاربرد کلی، سادگی و اهمیت ویژه ای که در مفهومی کردن و طرح ریزی پژوهش و همچنین تهیه گزارش نتایج آن دارد بسیار مفید و ارزنده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:00:00 ب.ظ ]




 

کریدور های راه آهن

 

کریدورهای راه آهن در ایران به چهار گروه تقسیم می‌شوند که هر بخش ارتباطی شامل راه آهن خاصی است. این کریدورها عبارت‌اند از: ( آمار عملکرد راه آهن جمهوری اسلامی، سال ۱۳۹۲)

 

    • کریدور مستقیم از طریق ریل

 

    • کریدور ترکیبی (ریل – دریا)

 

    • کریدور دریا – دریا

 

  • کریدور دریا، ریل، جاده، ریل

با توجه به کریدورهای ترانزیتی فوق، می‌توان دریافت که راه آهن جمهوری اسلامی ایران در قلمرو گسترده‌ای، پل ارتباطی غرب به شرق و شمال به جنوب به شمار می‌رود. همچنین توجه به مزایای ذاتی ترانزیت با راه آهن در زمینه حمل‌ونقل انبوه در مسافت‌های زیاد، اقتصادی بودن حمل‌ونقل و ضریب ایمنی بالا، نشانگر آن است که راه آهن ایران می‌تواند به عنوان عامل اصلی و محور ترانزیت منطقه و ارتباط دهنده مناسب کشورهای آسیای میانه دریای سیاه، حوزه قفقاز و اروپا به طور عام و کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس، خاورمیانه و خاور دور به طور خاص، مطرح باشد. ضمن اینکه استفاده از حمل‌ونقل ترکیبی ریل – دریا و نیز استفاده از کامیون در سایر مسیرها، ترانزیت در مسیرهای مختلف دیگر را نیز ممکن و میسر خواهد ساخت.

 

معاونت بهره برداری و سیر و حرکت راه آهن هر ساله تقاضا در هر محور راه آهن و ظرفیت شبکه راه آهن در آن محور را محاسبه و به صورت نقشه ارائه می‌کند. در نقشه زیر قسمت‌هایی از شبکه که تقاضا در آن‌ ها بیش از عرضه می‌باشد و به‌اصطلاح گلوگاه‌های راه آهن هستند، مشخص شده است. شکل (۲-۳) بیانگر خطوط ریلی کشور ایران می‌باشد. همان طور که گفته شده است یکی از ضرورت‌های ورود سیستم حمل‌ونقل چندوجهی رشد شبکه حمل‌ونقل ریلی در کشور می‌باشد که متأسفانه راه‌های ریلی کشور ایران در وضعیت بسیار نامناسبی در جهت حمل کالا به سر می‌برد.

 

 

 

شکل ‏۲‑۳: نقشه راه‌های ریلی جمهوری اسلامی ایران (منبع: اداره کل ساخت و توسعه راه آهن)

 

همان طور که در شکل پیدا‌ است راه آهن ریلی فقط با تعداد اندکی از پایانه‌های ترانزیتی کشور متصل می‌باشد و همچنین بیشتر خطوط ریلی موجود یک خطه می‌باشد که بیشتر جهت جابه‌جایی مسافر انجام می‌شود تا حمل‌ونقل کالا. این خود دلیلی بسیار واضح از عقب ماندگی شدید حمل‌ونقل ریلی می‌باشد که دلیل اصلی آن عدم دسترسی پایانه‌های مرزی به خطوط ریلی می‌باشد.

 

سالانه خطوط اصلی راه آهن رو به گسترش است به گونه‌ای که در سال ۱۳۹۲ این خطوط جمعاً به طول ۱۰۴۰۷ کیلومتر از سوی سازمان تحقیقات راه آهن گزارش شده است اما با توجه پتانسیل بسیار ایران در حمل‌ونقل این مقدار جوابگوی حمل بار و ترانزیت نمی‌باشد. نمودار (۲-۸) رشد خطوط راه آهن در سال‌های اخیر را نشان می‌دهد.

 

نمودار ‏۲‑۸: رشد خطوط راه آهن (منبع: آمار عملکرد راه آهن سال ۱۳۹۱)

 

علی‌رغم اظهارات مدیرعامل راه آهن ‌در مورد افزایش سرمایه گذاری در بخش احداث خط آهن در کشور ولی همچنان در این زمینه کمبود وجود دارد و جذب سرمایه گذاری برای توسعه شبکه خط آهن کشور ضروری می‌کند. در غیاب یک استراتژی مشخص برای شبکه حمل‌ونقل کشور همچنان سرمایه گذاری‌های دولتی به سوی بخش جاده‌ای سرازیر می‌شود و بخش ریلی با کمبود بودجه روبه روست و هنوز فاصله طولانی با دیگر بخش‌ها دارد. برای جبران این عقب ماندگی در برنامه سوم یک تحول رخ داد و آن زمینه سازی برای حضور بخش خصوصی در حمل‌ونقل ریلی و خرید واگن حمل بار و مسافر است. اگرچه در این زمینه نیز روند تحولات کند است ولی تغییر عمده‌ای رخ داده که به گفته مدیر عامل راه آهن با این روند تا پایان برنامه چهارم کلیه عملیات حمل‌ونقل بار و مسافر به بخش خصوصی واگذار می‌شود و دولت در این زمینه به ارائه خدمات و تأسیسات زیربنایی خواهد پرداخت و امور تصدی گری دولتی کاهش می‌یابد.

 

تجهیزات و ناوگان راه آهن

 

با توجه به آمار منتشر شده از سوی شرکت ره آهن جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۹۲، میانگین تعداد اصلی لوکوموتیو در سرویس ۳۵۱ دستگاه و تعداد ۹۱ لوکوموتیو مانوری، تعداد واگن‌های باری در سرویس ۲۰٫۴۴۶، تعداد واگن‌های باری در گردش ۲۲٫۲۳۰ گزارش شده است.

 

در زمینه شاخص‌های توسعه‌ای راه آهن می‌توان از طول خطوط ریلی اصلی به جمعیت نسبت طول خطوط ریلی اصلی به مساحت، تعداد واگن‌های بخش مسافری و باری، میزان مسافر کیلومتر و تن – کیلومتر نیز بهره گرفت. مطالعه تطبیقی برخی کشورها بر مبنای گزارش اتحادیه بین‌المللی راه آهن در سال ۲۰۰۹ نشان می‌دهد که ایران در بین کشورهای مورد مقایسه از نظر مساحت در رتبه ۱۰، جمعیت در رتبه ۱۲، مجموع طول خطوط ریلی ۷۳۳۵ کیلومتر در رتبه ۲۳، از لحاظ تعداد لوکوموتیو در حدود ۴۰۰ عدد در رتبه ۲۱، تعداد واگن مسافری با ۱۶۲۴ عدد در رتبه ۲۵ قرار دارد. نکته حائز اهمیت این است که ایران در زمینه شاخص‌های ترکیبی به عنوان مثال نسبت طول خط ریل به جمعیت در رتبه ۵۲، نسبت طول خط ریل به مساحت در رتبه ۵۶ قرار دارد؛ ‌بنابرین‏ رتبه بندی ایران از لحاظ شاخص‌های ترکیبی، وضعیت مناسبی ندارد. (مرکز تحقیقات راه اهن, ۱۳۹۰)

 

رشد کم تعداد لوکوموتیو در سال‌های اخیر، نشان از عدم توجه کافی ‌به این صنعت می‌باشد به‌طوری‌که در سال ۱۳۹۱ تنها ۳۳۱ لوکوموتیو در سرویس بوده که بیشتر آن هم جهت جابه‌جایی مسافر بوده است. نمودار (۲-۹) رشد سالیانه لوکوموتیو در کشور را نشان می‌دهد.

 

نمودار ‏۲‑۹: تعداد کل لوکوموتیو جهت حمل بار و مسافر (منبع: آمار عملکرد راه آهن سال ۱۳۹۱)

 

این نمودار بیانگر تعداد لوکوموتیوهای مورد استفاده در بخش حمل بار و مسافری می‌باشد اما با توجه به نمودار (۲-۱۰)، تعداد رشد لوکوموتیوهای جهت حمل بار در خطوط راه آهن را نمایش می‌دهد.

 

نمودار ‏۲‑۱۰: تعداد لوکوموتیو جهت حمل بار (منبع: آمار عملکرد راه آهن سال ۱۳۹۲)

 

همان طور که مشخص است در سال ۱۳۹۱ تنها در حدود ۱۹۲ لوکوموتیو جهت حمل بار در سیستم حمل‌ونقل ریلی مورد استفاده واقع شده است که این سؤال پیش می‌آید آیا کشور ایران با این وسعت و قرار گیری در بهترین موقعیت ترانزیتی منطقه این تعداد خطوط و ناوگان جهت حمل بار کافی است؟

 

مورد نگران کننده دیگر ‌در مورد ناوگان ریلی عمر تجهیزان مورد استفاده در این سیستم می‌باشد. در آمار منتشره از سوی سازمان تحقیقات را آهن، در حدود ۵۴ درصد از ناوگان ریلی مورد استفاده در سال‌های قبل از ۱۳۵۹ خریداری شده است که با توجه پیشرفت سیستم حمل‌ونقل راه آهن در جهان و به کار گیری پیشرفته‌ترین وسایل حمل کانتینر مانند حمل کانتینر دو طبقه در خطوط راه آهن، این ناوگان از قدیمی‌ترین ناوگان حمل ریلی استفاده می‌کند.

 

عملکرد راه آهن جمهوری اسلامی ایران

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:11:00 ب.ظ ]




۱-۱- ضرورت و اهمیت مدیریت ارتباط با مشتری

 

وب کاوی با بهره گرفتن از فنون داده کاوی در جهت بازیابی، استخراج و ارزیابی خودکار اطلاعات به منظور کشف دانش از مدارک و خدمات وب می پردازد و اطلاعات ساختاری وب مانند پیوندهای بین صفحات وب و اطلاعات مربوط به نحوه استفاده کاربران از وب را تجزیه و تحلیل می‌کند. وب کاوی می‌تواند در حوزه هایی مانند تحلیل و مدیریت بازار، تحلیل سبد بازار، بازاریابی هدف، فهم رفتار مشتری، تحلیل و مدیریت ریسک مورد استفاده قرار گیرد. عرضه‏ محصولات با کیفیت برتر و ارائه‏‏ خدمات به مشتریان در سطح عالی و به طور مستمر موجب ایجاد مزیت‏های رقابتی برای شرکت ها و سازمان ها می‌گردد و همچنین می‌تواند باعث ایجاد وفاداری در مشتریان و حفظ بلند مدت آن ها گردد.

 

مشتریانی که از محصولات خریداری شده یا خدمات ارائه شده راضی نیستند تجربه‏ خود را به دیگران منتقل می‏ کنند و زمینه کاهش درآمد و سود شرکت را فراهم آورد. انتظارات، نیازها و خواسته های در حال تغییر، دلالت بر این موضوع دارد که ارزیابی رضایتمندی مشتری به صورت مداوم بسیار ضروری است .

 

بی شک می توان گفت مهم ترین دارایی اغلب سازمان ها مشتریان آن ها هستند. مشتریان به خاطر ارتباط مستقیمی که با اقدامات یک سازمان دارند، منبع ارزشمندی برای فرصت ها، تهدیدات و سوالات عملیاتی مرتبط با صنعت مربوطه می‌باشند. امروزه برای رشد و بقا در عرصه رقابت اقتصادی، شرکت ها و سازمان ها باید به مشتری مداری اهمیت ویژه ای داده و ارتباط خود را با خریداران کالا بیش از پیش افزایش دهند [عباسی و ترکمنی ۱۳۸۹].

۱-۲- اهداف مدیریت ارتباط با مشتری در حوزه تجارت الکترونیک

 

 

 

در روندهای کسب و کاری جدید، به دست آوردن رضایت مشتریان جایگاهی مهم و حیاتی در اهداف شرکت ها به خود اختصاص داده است و مدیران ارشد به خوبی می دانند موفقیت آن ها در راه رسیدن به اهداف کلان سازمان، در گرو جلب رضایت مشتریان است. هدف از مدیریت ارتباط با مشتری، توانمندسازی سازمان برای ارائه خدمات بهتر به مشتریان از طریق ایجاد فرآیندهای خودکار و یکپارچه برای جمع‌ آوری و پردازش اطلاعات مشتریان است [عباسی و ترکمنی ۱۳۸۹].

در مجموع دستیابی به مزایای زیر، از اهداف مدیریت ارتباط با مشتری در حوزه تجارت الکترونیکی است [میرفخرالدینی و همکاران ۱۳۸۸]:

 

    • افزایش آگاهی از موجودیت آنلاین شرکت؛

 

    • افزایش اعتماد و اعتبار شرکت در محیط آنلاین؛

 

    • تقویت برداشت ها از شرکت به عنوان کسب و کاری که از فناوری های پیشرفته استفاده می‌کند؛

 

    • افزایش حمایت ایجاد شده برای مشتریان در طول فرایند خرید و بعد از آن؛

 

    • افزایش تعداد کل کاربران وکاهش هزینه جذب مشتریان جدید؛

 

    • افزایش تعداد مشتریانی که موجب درآمد و مزایای بیشتر هستند؛

 

    • افزایش نرخ رسیدگی و حل شکایات مشتریان و ‌پاسخ‌گویی‌ به سوالات کاربران؛

 

    • افزایش و بهبود استفاده از فناوری های پیشرفته در مقایسه با رقبا؛

 

    • به کارگیری بسیار سریع تر و مؤثر فرآیندهای تجاری در شرکت؛

 

    • افزایش قابلیت فرآیندهای تجاری مورد استفاده در شرکت؛

 

    • بهبود مدیریت محتوای سایت و افزایش قابلیت سوددهی؛

 

  • افزایش تنوع خدمات ارائه شده در سایت مانند پست الکترونیک، تلفن های ضروری، سیستم ‌پاسخ‌گویی‌ سریع.

مدیریت ارتباط با مشتری خوب و مؤثر نیاز به درک روشنی از نیازهای مشتری دارد. مدیریت باید به نیازهای روز مشتریان توجه داشته باشد و بر این اساس آن ها عمل کند. جمع‌ آوری اطلاعات ‌در مورد مشتریان و تجزیه و تحلیل از صفحه های شخصی آن ها برای داده های بزرگ آسان نیست . مهم ترین کاربرد وب کاوی در حوزه تجارت الکترونیک و اقتصاد منجر به تشخیص بسیاری از حقایق و عوامل مؤثر در مدیریت ارتباط با مشتری و خدمات مؤثر بر مشتریان از طریق رفتار و برقراری ارتباط با سیستم می‌باشد . ‌بنابرین‏ وب کاوی کمک شایانی در شناخت سریع مشتری و کاهش هزینه‏ های مربوط به بررسی مشتریان می ‏کند. وب کاوی یکی از عناصر مدیریت ارتباط با مشتری در حوزه تجارت الکترونیک است و می‏تواند به حرکت شرکت‏ها به سمت مشتری محوری کمک کند. در فرایند وب کاوی در مدیریت ارتباط با مشتری داده های خام از منابع مختلفی جمع‏ آوری می ‏شوند و به دانش و اطلاعات مفید تبدیل می‌گردد. وب کاوی توسط تکنیک های داده کاوی می‏تواند سودآوری مشتری‏های بالقوه را که می ‏توانند به مشتریان بالفعل تبدیل شوند، پیش ‏بینی کند. پس از طریق وب کاوی می توان ارزش مشتریان را تعیین، رفتار آینده آن ها را پیش ‏بینی و تصمیمات آگاهانه‏ای را در این رابطه اتخاذ نمود .

 

۱-۳- هدف پایان نامه

 

به دلیل رقابت شدید در تجارت الکترونیک، تصمیمات اتخاذ شده جهت جذب مشتریان بهتر و نگهداری آن ها جهت موفقیت و بقای تجارت لازم است و ایجاد یک طرح مدیریت مؤثر ارتباط با مشتری و طراحی مناسب وب سایت ها با بهره گرفتن از تکنیک های وب کاوی به نظر می‌رسد تنها راه پیشروی باشد و تکنیک های وب کاوی می‌توانند تا حد چشمگیری به موفقیت تجارت الکترونیکی کمک نمایند. در پژوهش پیش رو، هدف تدوین و ارائه روشی بهبود یافته نسبت به روش های موجود در حوزه تجارت الکترونیک و مشتری مداری در دنیای مجازی است، به گونه ای که سبب افزایش میزان رضایت و وفاداری مشتریان، افزایش سودآوری شرکت ها و سازمان ها و ارتقای نسبی شرایط موجود در بازارهای رقابتی گردد.

۱-۴- مراحل انجام تحقیق

 

به منظور ارزیابی روش پیشنهادی، رفتار ۱۲۵ مشتری اینترنتی بررسی شده است تا مواردی که از نظر آنان در مراجعه به یک فروشگاه مجازی اهمیت دارد، شناسایی شود. این موارد در ۱۴ فیلد دسته بندی شده و سپس توسط تکنیک های مرسوم داده کاوی که ‌در مورد وب کاربرد دارد؛ تحلیل شده است تا بتوان مناسب ترین تکنیک را برای سنجش کارایی سایت تجارت الکترونیک و در نتیجه رضایتمندی مشتریان و حفظ وفاداری آنان شناسایی نمود.

 

۱-۵- ساختار پایان نامه

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:01:00 ب.ظ ]




 

این هراس های کودکانه که با رشد طبیعی از میان می رود ، بایستی از جمع جهات مورد توجه قرار گیرد و به عبارتی ریشه اضطرابات که قاعتاً چندان هم نمی تواند ساده باشد ، مشخص و واضح گردد . حال اگر با اقدامات نسنجیده کودک را در محیطی قرار دهیم تا به قول عوام ترسش بریزد ، در آن صورت بر هراس و وحشت باطنی او خواهیم افزود : به عنوان مثال اگر کودکی را از آب می ترسد ، ناگهان به داخل حوض یا استخر پرتاپ کنیم و یا او را پیش حیوانی که از او به شدت وحشت دارد ، ببریم و از او بخواهیم که به سرآن حیوان دست بکشد ، طبیعی است که با این کار خود طفل بیچاره را در مهلکه ای قرار خواهیم داد که شاید تا آخر عمر این صحنه خوفناک را از یاد نبرد .

 

۵- ابتکارات و ابداعات کودک خود را دست کم نگیرید.

 

به خاطر داشته باشید که تجزیه ی اندونزی از مسائل زندگی امری است کاملاً طبیعی و ضروری و اساسی و رشد کلی آدمی که حرکتی ، حسی ، روحی و نفسانی است ، بر این پایه صورت می‌گیرد . پس این را هیچگاه از یاد نبرید که به رفتارهایی مکاشفه گرانه کودک نباید بی اعتنا بماند و آن ها را کوچک بشمارید و این را بدانید که او در حد توان و استعداد خود توانسته چنین کارهایی (هرچند کوچک) را انجام دهد، مثلاً در آغاز به اکتشاف پیکر خود نایل می شود و همین او را بسیار شاد و خوشحال می‌سازد گوئی قاره ای ناشناخته را کشف ‌کرده‌است! پس از آن که اندکی بزرگتر شد ، به اکتشاف و بررسی محیط دور و بر خود می پردازد . مهم آن است که دورادور مراقب او باشید تا بازرسی ها و سرکشیدن های او مخاطراتی برایش ایجاد نکند و احیاناً زیان های عمده ای به بار نیاورد . او را در این تجربه آموزی کمک کنید و حتی اگر دست و پایش هم کمی صدمه دید و خراش سطحی برداشت ، مانع ادامه تفحص و تجسس او نشوید و یا اگر در این گشت و گذار به گریه افتاد ، بدان اهمیت ندهید که گفته اند اشک کودک و ابر بهار پایدار نیست و زود تمام می شود .

 

۶- بگذارید کودکتان به تنهایی کارهای خودش را انجام دهد:

 

کودک تا ۳ سالگی ( به طور متوسط) نیاز به مساعدت و همراهی دارد تا بتواند رفته رفته بر حرکات مفید خود مسلط شود . با این حال او را نبایستی کاملاً به خود وابسته کرد تا از هر حرکتی باز ماند .

 

بهترین روشی که می تواندبه او مساعدت کند تا اعتماد به خویش را به دست آورد ، این است که گاه گاهی به او فرصت داده شود کارهای روزمره اش را خود به تنهایی انجام دهد . در این صورت والدین او نباید بیمی از کثیف شدن او به خود راه بدهند و هر چند دورادور مواظب او هستند ، ولی کودک از اینکه می‌تواند غذایش را بدون کمک بزرگترها بخورد ، احساس شادی و شعف بی سابقه ای می‌کند و همین در تکوین و تکمیل شخصیت او نقش به سزایی ایفا می کند . یا اگر می‌خواهد خود لباس هایش را به تن کند، مانع این کار او نشوید و به اصطلاح تو ذوقش نزنید و حتی او را تشویق به انجام این کار کنید و خود در گوشه ای بایستید و نظاره گر او شوید و خلاصه شو و شوق و حس ابتکار را در او خفه نکنید .

 

۷- عرصه برخوردها و تماسهای او را در خارج از محیط خانواده گسترش دهید :

 

شرایط زندگی مدرن ، تعداد افراد خانواده را تقلیل داده است . در سابق اگر کودک معمولاً با دو سه نسل بالاتر از خود – پدر و پدربزرگ و جد و خاله و دائی و غیره – ارتباط روزمره داشت ، اکنون این برخورد به حد اقل تنزل یافته و چه بسا روزها می گذرد و او جز پدر و مادر و احیاناً خواهران و برادران خود کسی دیگر را نمی بیند .

 

این قبیل تنگ ناهای ارتباطی در سلول خانوادگی امری تأسف بار تلقی می شود ، زیرا امکان تقابل برخورد ها را از کودک سلب می‌کند و او را یک بعدی بار می آورد . ‌به این علت است که نسل های فعلی کودکان دارای این نقیصه عمده روحی هستند که برای گذرا از محیط خانواده و اجتماع و محیط خارج دچار اشکالات و ناراحتی هایی می‌شوند و یا در برخورد با افراد سوای اولیاء خویش ، گرفتار شرم و خجلت فراوان می‌گردند و لحظه ورود به زندگی اجتماعی و تحصیلی برایشان به صورت عذابی الیم در می‌آید .

 

۸- کودک را با دیگران دمساز نمایید:

 

کودکانی که در ییلاق و دشت و کوه بزرگ می‌شوند ، خلقیاتی متفاوت با کودکان شهری که به تنهایی جرئت بیرون آمدن از خانه را ندارند ، پیدا می‌کنند . در شهر ، کودک شما به دلیل مخاطراتی که در هر گوشه و کنار تهدیدش می‌کند ، ناچار تا حدودی وابسته می شود (و در این مورد باید بشود) ولی این نقص اخلاقی زمانی مرتفع خواهد شد که شما او را با خود به باغ و پارک و دشت و صحرا ببرید و او را با طبیعت و محیط های بزرگتر آشنا سازید . او در آنجا امکان برخورد و ارتباط و معاشرت و همصحبتی با اطفال دیگر را پیدا خواهد کرد و هزاران خاطره تلخ و شیرین از آن کسب خواهد کرد .

 

کودک خود را تشویق کنید تا با دیگران دمساز شود . حتی اگر از این امتزاج و برخورد ، حوادث کوچکی زاده شود . برای او مهم آن است که از همان آغاز شیوه های مختلف مبادلات اجتماعی را فرا بگیرد و حتی اگر در این راه چشم زخمی هم به او برسد – چون قادر به شناخت خود و محیط خود می شود- اهمیت چندانی نباید برای آن قائل شد . تازه اگر هم چنین اتفاقی بیفتد و ناراحتی مختصری هم پیش بیاید ، شما برای دلداری و تخفیف درد او کنارش حضور دارید . به هر حال هر گونه کسب تجربه ای از این دست ، باعث می شود تا کودک وارد عرصه جدید شود و حتی آمادگی لازم را برای ورود به محیط مدرسه پیدا کند.

 

۹- فرزندتان را از مدرسه نترسانید:

 

بسیاری از کودکانی که محیط مهد کودک و کودکستان و غیره را ندیده اند ورود به مدرسه برایشان تجربه ای تازه و شگفت انگیز می شود ، زیرا این محیطی است که هیچ ارتباطی با عادات قبلی آن ها به هم نمی زند . کارکنان و محیط مدرسه برای این کودکان ساده دل بیگانه هستند و آن ها خود را در آن گروه و جمع غریبه احساس می‌کنند و دیدن بزرگترها به وحشتشان می اندازد . در اینجا است که نقش پدر و مادر در آشنا ساختن کودک با محیط مدرسه از اهمِت خاصی برخوردار می شود .

 

۱۰- اگر ناگهان فرزندتان خجول و کمرو شد ، سعی کنید علت آن را بفهمید :

 

رفتاری کاملاً ناگهانی و غیر قابل پیش‌بینی همواره نشانه ی آن خواهد بود که حادثه مهمی در زندگی دانش آموز در شرف وقوع است و بروز شرم و خجالت گواه بر آن است که اختلالاتی نفسانی در او روی داده است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:54:00 ب.ظ ]




 

کار بر روی شخصیت سالم

 

انتظارات و آرزوهای پائین

 

رشد افکار مثبت و خوش بینانه

 

بها دادن به شادی

 

– برنامه ریزی و سازمان دهی برای امور زندگی

 

تأکید بر زمان حال

 

کاهش احساسات منفی

 

توقف نگرانی(آرگایل، ترجمه گوهری و همکاران، ۱۳۸۳).

 

۳-۶-۲ آموزش مهارت های اجتماعی

 

آموزش مهارت های اجتماعی می‌تواند کمک زیادی ارائه کند، برای کسانی که نمی توانند دوست پیدا کنند این آموزش ها شامل ارتباط غیرکلامی و ارتباط کلامی، احساس مفید بودن، درک بهتر موقعیت ها و ارتباط های اجتماعی می‌باشد. آرگایل و لو (۱۹۹۰) نشان دادند که بخشی از تبیین شادی برون گراها، به خاطر مهارت های اجتماعی بهتر این افراد می‌باشد، به خصوص خودابرازی[۴۸] و توانایی همکاری آن ها، آموزش مهارت های اجتماعی بخشی از یک مجموعه بزرگ درمانی است. دوره «مقابله با افسردگی» لوینسون و بوتلیب[۴۹](۱۹۹۵) شامل موارد زیر است:

 

مهارت های بیان[۵۰]

 

دوست یابی[۵۱]

 

بحث و گفتگو[۵۲]

 

خودابرازی

 

ارتباط شفاف [۵۳]

 

۷-۲ صفات درونی افراد شادکام

 

۱) از عزت نفس و احترام به نفس بالایی برخوردارند و خودشان را دوست دارند.

 

۲) احساس کنترل شخصی بیشتری در خود احساس می‌کنند.

 

۳) خوش بین هستند.

 

۴) برون گرا هستند و در ارتباط با دیگران توانمندند.

 

۵) معتقدند که افکار خوبی دارند، افرادی اخلاقی اند و قادر به پیشرفت هستند.

 

۶) کام به طور معمول احساس کنترل شخصی دارند و بهتر با استرس ها مقابله می کننند.

 

۷) زمانی که عهده دار امری می‌شوند انتظار موفقیت دارند(میرز، ۱۹۹۳).

 

۸-۲ شرح حال مختصری درباره فوردایس:

 

دکتر مایکل فوردایس استاد دانشکده های روانشناسی و به عنوان پیش قدم تحقیقات و تئوری پرداز شادمانی در جهان شناخته می شود. به مدت ۳۳ سال استاد روانشناسی، مدیر تکنیک در حوزه مشاوره خصوصی و مؤلف مقاله های متعدد، آزمون های روانشناسی بوده است. کارهای اخیرش در حوزه تکنیک های افزایش شادمانیاست که نتایج آن پایه و اساس روانشناسی شادمانی است. آزمون ها و مواد شادمانی دکتر فوردایس اخیراًً در کلنیک ها و کلاس‌های تحقیقاتی سراسر دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد و کارش توجه زیادی را در رسانه های عمومی به خود جلب ‌کرده‌است. در حال حاضر دکتر فوردایس در ایالت فلوریدا زندگی و تدریس می‌کند. با دکتر فوردایس به آدرس زیر[۵۴] می شود تماس برقرار کرد(عبدی مالیدره، ۱۳۸۵).

 

فوردایس(۱۹۸۳) برنامه ای برای افزایش شادمانی افراد جاممعه ایجاد ‌کرده‌است که شامل ۱۴ عنصر است. این برنامه هشت عنصر شناختی و شش عنصر رفتاری دارد. وی معتقد است با آموزش این اجزا به افراد توانسته است بر شادمانی آنان بیفزاید.

 

هشت جزء شناختی برنامه فوردایس عبارتند از:(فوردایس،۱۹۸۳).

 

۱- کاهش سطح توقعات و آرزوها

 

۲- ایجاد تفکر مثبت و خوش بینانه

 

۳- برنامه ریزی امور

 

۴- تمرکز بر زمان حال

 

۵- کاهش احساسات منفی

 

۶-توقف ناراحتی(گریز از ناراحتی)

 

۷- پرورش شخصیت سالم

 

۸- اولویت دادن و ارزش قائل شدن برای شادمانی

 

شش جزء رفتاری برنامه فوردایس عبارتند از: (فوردایس،۱۹۸۳)

 

۱- افزایش فعالیت

 

۲- افزایش ارتباط اجتماعی

 

۳- تقویت روابط نزدیک(ایجاد صمیمیت بیشتر)

 

۴- پرورش شخصیت جتماعی

 

۵- خلاقیت و درگیر شدن در کارهای پرمعنا

 

۶- خود بودن

 

فوردایس(۱۹۹۷) از صاحب نظران روان شناسی شادی با بررسی تحقیقات متعددی، مجموعه ای با عنوان«آموزش شادکامی» ارائه داده است. این برنامه دارای ۱۴ اصل است. اعتقاد فوردایس بر این است که به غیر از تأثیر عوامل مختلفی چون ژنتیک، شخصیت، میزان درآمد، طبقه اجتماعی و اقتصادی، میزان تحصیلات و … در میزان شادی افراد، وبژگیهای خاص دیگری نیز وجود دارند که وجود آن ها موجب کسب شادی می‌گردد. زیربنای برنامه شادکامی فوردایس این است که اگر شخص بخواهد می‌تواند همانند افراد شاد، شاد باشد. این برنامه ترکیبی از نظریات شناختی و رفتاری می‌باشد. در سطح شناختی روند تحقیقات انجام شده برای رسیدن به هر یک از این اصول می‌توانند شادی فراگیران را افزایش دهند، ارائه می‌گردد. در حیطه رفتاری، از تکنیک های رفتاردرمانی استفاده می شود تا به کمک آن ها این چهارده اصل عملی شوند.

 

۹-۲ اصول چهارده گانه فوردایس

 

این اصول به نقل از عابدی(۱۳۸۳) شرح داده می شود.

 

۱-۹-۲ اصل اول: فعال تر بودن و سرگرمی

 

این اصل مبتنی بر مطالعات زیادی است که نشان می‌دهند افراد شاد در زندگی خود فعال تر هستند. نتایج نشان می‌دهد که افراد شاد زندگی شان را با فعالیت، پر و لبریز می‌کنند و مهم تر اینکه بیشتر اوقات خود را به فعالیت های جالب و لذت بخش می گذرانند. لذا فوردایس جهت تحقیق این اصل زندگی افراد شاد و ناشاد را با هم مقایسه می‌کنند و فراگیران درمی یابند که زندگی افراد شاد، یک زندگی فعال و پر از فعالیت های خوشایند است.

 

این اصل به فعالیت های زیر استوار است:

 

فعالیت های لذت بخش نسبت به فعالیت های غیرلذت بخش، شادکامی بیشتری ایجاد می‌کنند.

 

فعالیت های جسمانی بیش از فعالیت هایی که تحرک جسمانی ندارند، شادکامی ایجاد می‌کنند.

 

تجربه های جدید و تازه بیش از فعالیت های تکراری موجب شادی فرد می‌گردند.

 

فعالیت های جمعی نسبت به فعالیت های فردی شادی بخش تر هستند.

 

فعالیت های سودمند و معنادار بیشتر از فعالیت های بیهوده شادی ایجاد می‌کنند.

 

فوردایس به فراگیران توصیه می‌کند تا فهرستی از فعالیت هایی با ویژگی فوق را تهیه کنند و سپس آن ها را تشویق به انجام آن ها در زندگی روزمره خود می‌کند.

 

۲-۹-۲ اصل دوم: گذراندن اوقات بیشتر در اجتماعات و فعالیت های جمعی

 

مطالعات نشان می‌دهند که فعالیت ها و روابط اجتماعی در شادمانی فردی نقش مهمی دارد. علاوه بر این اکثر پژوهش ها زندگی فعال اجتماعی را مهم ترین عامل شادکامی می دانند. فعالیت های اجتماعی هم در سطح رسمی شامل عضویت در سازمان ها، کلوپ ها، انجمن ها و … و هم در سطح غیر رسمی مانند ارتباط با دوستانن، همسایگان، خویشاوندان، همکاری و … می‌باشد. مطالعات نشان دهنده آن است که وجود تعاملات اجتماعی(رسمی و غیررسمی) احساس رضایت از زندگی، حمایت از طرف دیگران و احساس تعلق به گروه را افزایش داده که در نتیجه همه این موارد در ایجاد و افزایش شادکامی افراد بسیار مؤثر می‌باشند.

 

۳-۹-۲ اصل سوم: مولد بودن و انجام کارهای سودمند و معنادار

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 06:02:00 ق.ظ ]




 

– چون خودشان به خودشان استناد می‌دهند پس من استفاده از این شاخص را با این که قبول دارم ولی در ایران دور از واقعیت می دانم.

 

– بخش نمایه استنادی را نمی‌شناسم.

 

– بخش طلایه داران را نمی‌شناسم.

 

– بخش مقالات داغ و پر استناد را نمی‌شناسم ولی به طور کمیخوب است ولی نه کیفی.

 

– بخش جبهه‌های پژوهش را نمی‌شناسم.

 

– رتبه بندی‌های دانشگاه را نمی‌شناسم اصلاً هم این رتبه بندی‌ها را قبول ندارم.

 

– کسی که این پایگاه را درست کرده فکرش درست بوده ولی در ایران فایده‌ای ندارد.

 

– دلیل قبول نداشتن این پایگاه این است که همه چیزها در آن رانت است

 

بعضی‌ها مقاله‌هایشان الکی است اصلاً مال خودشان نیست که اعتباری داشته باشد.

 

– دراینجا نگاه نمی‌کنند این مقاله درست است یا نه کیفیت دارد یا نه فقط چاپ می‌کنند و هرچی هم که چاپ می‌شود می‌رود داخل آی اس سی نمایه می‌شود.

– خیلی کم می‌شناسم از آن روز که دکتر مهراد مسئولش بود می‌شناسم در نمایشگاه‌ها با مسئولینش صحبت کردم ولی مورد استفاده قرار نگرفت چون خیلی خطای سیستماتیک دارد

 

– رتبه بندی‌های آن ناهمگون است.

 

– شاخص‌های آن ناهمگون است.

 

– من برون داده‌هایش را لمس کرده‌ام مثلاً دکتری با H=30و با ۳۰۰مقاله نفر پنجم لیستی قرار گرفته که نفر اول آن ۴۰ تا مقاله داشته است. برون دادهایش درست نیست متری(ابزار) که به کار می‌برد دقیق نیست.

 

– این معیار را نمی‌توان صدرصد روی آن حساب کرد.

 

– بعضی رشته در پزشکی آی اف‌شان ۳۰ است ولی یک سری رشته‌ها هستند که رشته‌های خوبی هستند ژورنال‌های خوبی دارند ولی آی اف بالایی پیدا نمی‌کنند.

 

– بعضی وقت‌ها وقت گیر است مثلاً من برای اینکه مقاله‌ای در مجله‌ای با آی اف بالا چاپ کنم باید کلی وقت صرف کنم مثلاً دو سال صبر کنم تا چاپ کنند.

 

– کلاً از آی اف خیلی سواستفاده می‌شود.

 

– ضریب تأثیر اگر مهم باشد برای ژورنال مهم است به دانشجو و استاد چیزی نمی‌رسد.

 

– بخش نمایه استنادی علوم را نمی‌شناسم.

 

– بخش طلایه داران علم را نمی‌شناسم.

 

– بخش مقالات داغ و پراستناد را نمی‌شناسم.

 

– بخش جبهه‌های پژوهش را نمی‌شناسم.

 

– رتبه بندی را قبول ندارم آدم‌هایی که آنجا کار می‌کنند را قبول دارم ابزاری که دستشان است حداقل در علوم پزشکی جواب نمی‌دهد.

 

– اگر دسترسی طوری باشد که چند پایگاه دیگر در دلشان داشته ‌باشند که ما وضعیت جهانی را بررسی کنیم بهتر است. این طور نباشد که ما فقط خودمان را قبول داشته باشیم.

 

– مرزهای مذهبی برای مقالات اقدام درستی نیست مثلاً رویتر یهودی است او هم می‌توانست بگوید پایگاه استنادی یهودی ولی این کار را نکرد چون می‌خواست عمومی باشد مرزبندی کردن درست نیست آن ها فکر می‌کنند اسلام را تقویت کرده‌اند ولی این طور نیست یک سری چیزها اسلامی و غیر‌اسلامی ندارد.

 

– اگر بخواهیم نمایه تأثیرگذار باشد باید هر چیزی از هرکجای دنیا از عراق آلمان…. ‌به این مقاله استناد داده باشد و ربط داشته باشد را در نظر بگیریم.

 

– به نظرم یک ایندکس کلی درست کنند کشورهای مثل آمریکا عضو شوند از اطلاعات آن استفاده کنند و حتی بعضی مقالات برای آن ها پولی شود.

 

– برای رسیدن به اهدافش باید تلاش کند هنوز که نرسیده به نظرم اگر اسلامی را جدا نکنند بهتر است بیایند یک بخش را اسلامی قرار دهند نه کل آن را یا بیایند منطقه جغرافیایی قرار دهند مثلاً پایگاه استنادی خاورمیانه.

 

– من خودم مقالات زیادی دارم که در خارج چاپ می شود چون جایگاهی در آی اس سی ندیدم که در آنجا قرار دهم.

 

– ژورنال‌هایی که در آنجا هست مقالاتش فارسی اگرکسی از کشور دیگر بخواهد استفاده کند چطور استفاده کند چطور به آن استناد دهد یا مقالاتی که به زبان خودشان است مثلاً عربی یا از بسنی هم من دیدم که مجله است ولی کی در ایران می‌خواند زبانش به درد ما نمی‌خورد.

 

– آی اس سی همه را محدود کرده به کشورهای اسلامی ولی آی اس سی همه می‌توانند استفاده کنند.

 

– آی اس آی تجاری است ورود به آن به خاطر مسائل سیاسی و اجتماعی و.. دشوار است و نمی‌توان این دو را مقایسه کرد مثل این است که نماز خواندن یک مسلمان را با کلیسای یک مسیحی مقایسه کرد.

– خیلی کم می‌شناسم از آن روز که دکتر مهراد مسئولش بود می‌شناسم در نمایشگاه‌ها با مسئولینش صحبت کردم ولی مورد استفاده قرار نگرفت چون خیلی خطای سیستماتیک دارد

 

– رتبه بندی‌های آن ناهمگون است.

 

– شاخص‌های آن ناهمگون است.

 

– من برون داده‌هایش را لمس کرده‌ام مثلاً دکتری با H=30و با ۳۰۰مقاله نفر پنجم لیستی قرار گرفته که نفر اول آن ۴۰ تا مقاله داشته است. برون دادهایش درست نیست متری(ابزار) که به کار می‌برد دقیق نیست.

 

– این معیار را نمی‌توان صدرصد روی آن حساب کرد.

 

– بعضی رشته در پزشکی آی اف‌شان ۳۰ است ولی یک سری رشته‌ها هستند که رشته‌های خوبی هستند ژورنال‌های خوبی دارند ولی آی اف بالایی پیدا نمی‌کنند.

 

– بعضی وقت‌ها وقت گیر است مثلاً من برای اینکه مقاله‌ای در مجله‌ای با آی اف بالا چاپ کنم باید کلی وقت صرف کنم مثلاً دو سال صبر کنم تا چاپ کنند.

 

– کلاً از آی اف خیلی سواستفاده می‌شود.

 

– ضریب تأثیر اگر مهم باشد برای ژورنال مهم است به دانشجو و استاد چیزی نمی‌رسد.

 

– بخش نمایه استنادی علوم را نمی‌شناسم.

 

– بخش طلایه داران علم را نمی‌شناسم.

 

– بخش مقالات داغ و پراستناد را نمی‌شناسم.

 

– بخش جبهه‌های پژوهش را نمی‌شناسم.

 

– رتبه بندی را قبول ندارم آدم‌هایی که آنجا کار می‌کنند را قبول دارم ابزاری که دستشان است حداقل در علوم پزشکی جواب نمی‌دهد.

 

– اگر دسترسی طوری باشد که چند پایگاه دیگر در دلشان داشته ‌باشند که ما وضعیت جهانی را بررسی کنیم بهتر است. این طور نباشد که ما فقط خودمان را قبول داشته باشیم.

 

– مرزهای مذهبی برای مقالات اقدام درستی نیست مثلاً رویتر یهودی است او هم می‌توانست بگوید پایگاه استنادی یهودی ولی این کار را نکرد چون می‌خواست عمومی باشد مرزبندی کردن درست نیست آن ها فکر می‌کنند اسلام را تقویت کرده‌اند ولی این طور نیست یک سری چیزها اسلامی و غیر‌اسلامی ندارد.

 

– اگر بخواهیم نمایه تأثیرگذار باشد باید هر چیزی از هرکجای دنیا از عراق آلمان…. ‌به این مقاله استناد داده باشد و ربط داشته باشد را در نظر بگیریم.

 

– به نظرم یک ایندکس کلی درست کنند کشورهای مثل آمریکا عضو شوند از اطلاعات آن استفاده کنند و حتی بعضی مقالات برای آن ها پولی شود.

 

– برای رسیدن به اهدافش باید تلاش کند هنوز که نرسیده به نظرم اگر اسلامی را جدا نکنند بهتر است بیایند یک بخش را اسلامی قرار دهند نه کل آن را یا بیایند منطقه جغرافیایی قرار دهند مثلاً پایگاه استنادی خاورمیانه.

 

– من خودم مقالات زیادی دارم که در خارج چاپ می شود چون جایگاهی در آی اس سی ندیدم که در آنجا قرار دهم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:47:00 ق.ظ ]




‌به این صورت در تاریخ ۱۰ ژوئن ۱۹۵۸ میلادی، متن این پیش­نویس مورد پذیرش قرار گرفت؛ و« کنوانسیون سازمان ملل متحد در خصوص شناسایی و اجرای آرا داوری خارجی»[۸] مشتمل بر ۱۶ ماده، تصویب شد. متن این کنوانسیون که در ادامه­ تسهیل روند داوری بین ­المللی شکل گرفته است به نوعی کامل شده همان کنوانسیون ژنو۱۹۲۷ است که پیش­تر در موردش صحبت شد. در نظر گرفتن شرایط عادلانه­ی توزیع بار اثبات و آسان ساختن شرایط اجرای رأی در کشورهای غیر محل صدور، همچنین پذیرش معیارهای مختلف (معیار جغرافیایی و معیار قانون حاکم) برای تحت الشمول قرار گرفتن انواع مختلفی از داوری­ها، در این کنوانسیون، موجب محبوبیت آن در میان بیشتر کشورها شد.

 

از تاریخ تصویب کنوانسیون تا به امروز این سند را یکی از موثرترین قوانین بین ­المللی در حیطه­ تجارت بین ­الملل دانسته ­اند. این سند بین ­المللی به نام «کنوانسیون نیویورک ۱۹۵۸» معروف شده است.[۹]

 

گفتار دوم- ایران و کنوانسیون نیویورک ۱۹۵۸

 

تجارت در شکل بین ­المللی آن به جایی می­رسد که دیگر مرز جغرافیایی نمی­شناسد و سود­آوری در بازرگانی هدف اصلی است که هر بازرگانی را تشویق به گذر از مرزهای داخلی کشور خود می‌کند. به همین دلیل هم کشورهایی که هیچ­گونه روابط حقوقی با هم ندارند یا حتی از نظر قوانین حقوقی هم شباهت زیادی ندارند، با هم در تعامل بازرگانی قرار می­ گیرند. پر واضح است که این تفاوت­ها برای اشخاص حقیقی در روابط کاری مشکل­ساز خواهد بود؛ به خصوص وقتی مسایل اختلافی پیش آید، حل آن با وجود تفاوت سیستم قضایی داخلی کشورها کار بسیار مشکلی خواهد بود.

 

به همین دلیل وجود کنوانسیون­هایی برای دستیابی به یک قانون واحد در میان کشورها بسیار مطلوب خواهد بود. کنوانسیون نیویورک با ارائه قواعد مشخص و یکسان، سبب حل مشکل صلاحیت دادگاه­ها و اجرای احکام در کشورهای مختلف شده است.

 

ارجاع به داوری بدون گذر از سیستم پیچیده­ قضایی و صادر شدن ر­أی در کشوری و اجرای آسان و بدون دردسر آن در کشور دیگر از مزیت­های بسیار مهم این کنوانسیون است. ‌بنابرین‏ کنوانسیون نیویورک بین دادگاه­ های مختلف کشورها هماهنگی ایجاد ‌کرده‌است و لذا در صحنه­ی جهانی با استقبالی بی­نظیر رو به رو بوده است. واقعیت این است که تمایل برای اجرای آرای داوری در میان کشورها نسبت به اجرای آرای احکام دادگاه خارجی زیادتر است[۱۰]. تاکنون ۱۳۶ کشور به عضویت این کنوانسیون در آمده­اند.[۱۱]

 

با این وصف، ایران تا سال ۱۳۸۰ به هیچ یک از عهد نامه­ های مهم چند جانبه در این زمینه ملحق نشده بود از جمله کنوانسیون نیویورک. اجرای آرای داوری تنها محدود به چندین عهدنامه­ی دو جانبه بود که محدود به روابط خاص ایران با کشوری دیگر می­شد. از جمله­ این عهدنامه­ها:

 

۱٫عهدنامه­ی مودت ایران و آمریکا در سال ۱۳۳۶

 

۲٫پروتکل دوم قرارداد تشویق و حمایت متقابل سرمایه ­گذاری بین ایران و آلمان در سال ۱۳۴۶٫

 

۳٫ بیانیه الجزایر در خصوص اختلافات مالی و حقوقی ایران با دولت آمریکا در سال ۱۳۵۹ .

 

۴٫ توافق های تشویق و حمایت متقابل سرمایه ­گذاری منعقده بین دولت ایران و دولت بلاروس ۱۳۷۴، با دولت قزاقستان ۱۳۷۴، دولت پاکستان [۱۲]۱۳۷۴٫

 

در نهایت در تاریخ ۲۱ فروردین ماه ۱۳۸۰، مجلس شورای اسلامی طی یک قانون و در قالب ماده واحده­ای، پیوستن ایران را به کنوانسیون نیویورک تصویب نمود. سپس این قانون به تأیید شورای نگهبان رسید[۱۳].در این ماده واحده، قوانین کنوانسیون نیویورک ۱۹۵۸ مشتمل بر ۱۶ ماده بیان شده است.

 

ماده واحده– به دولت اجازه داده می­ شود با لحاظ شرایط زیر به کنوانسیون شناسایی و اجرای احکام داوری خارجی تنظیم شده در نیویورک به تاریخ ۱۰ ژوئن ۱۹۵۸ میلادی برابر با ۳/۴/۱۳۳۷شمسی ،مشتمل بر ۱۶ ماده ملحق شود و اسناد الحاق را به امین مربوط تسلیم نماید:

 

۱- جمهوری اسلامی ایران کنوانسیون را منحصراًً ‌در مورد اختلافات ناشی از روابط حقوقی قراردادی یا غیر قراردادی که حسب قوانین جمهوری اسلامی ایران تجاری محسوب می­شوند، اعمال خواهد کرد.

 

۲- جمهوری اسلامی ایران فقط کنوانسیون را بر اساس رابطه متقابل، اعمال و احکامی را شناسایی و اجرا خواهد کرد که در قلمرو یکی از دولت­های عضو کنوانسیون صادر شده باشد.

 

تبصره– رعایت اصل ۱۳۹ قانون اساسی در خصوص ارجاع به داوری الزامی است.

 

بر اساس فهرست منتشره بر وب­سایت رسمی سازمان ملل متحد، ایران یکصد و بیست و ششمین کشوری است که متعهد به اعمال مفاد کنوانسیون شده است و همچنین طبق ماده ی ۹ و ماده ی۱۲ بند دوم این کنوانسیون می­بایست هر سند الحاقی به تأیید دبیر کل سازمان برسد.

 

سند الحاق ایران به کنوانسیون پس از تأیید نزد آن مقام، نهایتاًً در تاریخ ۱۳ ژانویه ۲۰۰۲ برابر با ۲۳ دی ماه ۱۳۸۰ برای ایران به اجرا در آمده است. ‌بنابرین‏ پس از این تاریخ، طبق قواعد عهدنامه، آرای داوری خارجی در ایران، شناسایی و اجرا خواهد شد.

 

البته این شناسایی و اجرای رأی داوری در ایران با توجه به حق شرطی که ایران برای خود محفوظ نگه داشته است منتهی به دارا بودن دو شرط است:

 

۱- اختلافات ناشی از مسایل تجاری باشد.

 

۲- رأی در یکی از کشور های عضو کنوانسیون نیویورک ۱۹۵۸، صادر شده باشد.

 

بدین صورت دولت­ها می ­توانند تعهداتی را که کنوانسیون بر دوش آن­ها می­ گذارد، محدود کنند. این دو شرط ذکر شده تنها شروطی هستند که در معاهده نیویورک پیش ­بینی شده است.کنفرانس سازمان ملل بقیه شروط پیشنهادی را رد نموده است. شاید ‌به این دلیل که با زیاد شدن شروط عدم اجرا، کنوانسیون از هدف اصلی خود دور شود و به مرور کارایی لازم خود را از دست بدهد.

 

۱- بررسی دلایل الحاق دیر هنگام ایران به کنوانسیون نیویورک ۱۹۵۸

 

الف- دلایل نظری این تأخیر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 10:59:00 ب.ظ ]




 

و ماده ۳۲ می‌گوید:( ضامن به همان میزان که مضمون عنه مدیون است مسئول خواهد بود .مسئولیت ضامن همواره اعتبار داردولو تعهدی را که او تضمین نموده است به هر دلیلی به جز ایراد مربوط به شکل ظاهری و( مندرجات )سند باطل باشد.

 

وقتی ضامن مبلغ برات را بپردازد دارای کلیه حقوق ناشی از سند در مقابل مضمون عنه وکلیه اشخاصی که نسبت به شخص ‌اخیر در برات مسئولیت دارند می‌گردد.

 

پس از تحقق ضمانت ضامن متعهد به پرداخت به دارنده می شود بدون آنکه مضمون عنه بری شده باشد ولی ضامنی که برات را پرداخت کرد هم حق مراجعه به مضمون عنه را دارد و هم می‌تواند به دیگر مسئولان )برات مراجعه کند .)[۱۹]۱ (

 

۴-۳-۲-مسئولیت وتعهدات براتکش

 

دربرات شخصی به نام براتکش با صدور برات اورا ایجاد نموده و اورا به براتگیر تسلیم می‌دارد صدور برات باعث ایجاد مسئولیت او برای پرداخت می شود و چنانچه دستور او در سررسید انجام نگرددمسئول خسارات وارده به دارنده برات می‌گردد،ذیرانمی تواند سندی را صادر و به جریان بگذارد ولی مسئولیت اجرای آن را برعهده نگیرد.

 

در قانون تجارت ایران در ماده ۲۴۹راجع به مسئولیت صادر کنندگان برات مسئولیت او را در ردیف سایرمسئولان ورقه متعهد به پرداخت وجه سند نموده است و اینکه هر شرطی ازجانب وی دایر برعدم مسئولیت وی در پرداخت سند باطل است.

 

براتکش در صدور برات علاوه برتعهد پرداخت برات مسئول در اخذ قبولی براتگیر می‌باشد. البته نکته ای که در اینجا بیان می شود این است که براتکش می تواندطی شرطی مسئولیت خود راناشی از نکول براتگیر ساقط کند البته در ماده ۹قانون متحد الشکل ژنوبراین موضوع تصریح دارد که براتکش ضامن قبول و پرداخت است.براتکش ممکن است خود رااز ضمانت قبولی معاف دارد؛اما هر گونه قیدی که به وسیله آن خود را از ضمانت پرداخت معاف دارد مانند این است که نوشته نشده باشد .البته در واد ۲۳۸و۲۳۷قانون تجارت ایران تاحدودی این وضعیت بیان شده و در ماده ۲۷۸برات کش ممکن است برای این مسئولیت (قبولی)محدودیت قائل شده و یا ‌به این مسئلیت پایان دهد.اماراجع به پرداخت نمی تواند این مسئولیت را از خود ساقط کند؛چون احتمال دارد براتگیر برات را نکول نمایدو در اینجا دارنده برات نه می‌تواند به براتگیر مراجعه نماید ونه به برات دهنده؛زیرلچنین شرطی با مقتضای این سند که یک ابزار پرداخت می‌باشد مخالف است .و صادر کننده این اسناد با صدور و به وسیله امضا ،مهردرسند نمی تواند طی شرطی خودرا ‌از مسئولیت پرداخت معاف بدارد زیرا در همان زمان ایجاد سند به وسیله مهر یا امضا مسئولیت خود را ایجادنموده و اکنون نمی تواند با آوردن شرطی در طی سند خود را از زیر بار این مسئولیت مبری نماید.

 

۵-۳-۲-تعهدات دارنده برات

 

در برات دارنده بر ات برای اینکه بتواند به برات دهنده مراجعه کند یکسری وظایفی را مکلف است انجام دهدکه عبارتند از اینکه در صورت عدم قبول یاهمان نکول دارنده برات برای اینکه بتواند از مزایای مترتب برآن بهره مند گردد نکول برات را به وسیله نوشته ای که اعتراض نامه نامیده می شود تصدیق و تسجیل نماید .ماده۲۳۶قانون تجارت ‌در مورد برواتی که تاریخ سررسید آن ها معین یا به وعده ازبرات است دارنده برات الزامی به اخذ قبولی براتگیر وعندالاقتضااحتیاجی به نکول ندارد زیرلدر سررسید می‌تواند برای اخر برات به براتگیر مراجعه نماید مگر اینکه در برات موعدی برای اخذ قبولی تعیین شده باشد و همین حکم ‌در مورد براتهایی که پرداخت آن ها به روئیت است نیز جاری است .

 

ضمن اینکه طبق ماده۲۷۴قانون تجاررت دارنده برات باید ظرف یکسال از تاریخ صدور برات را به رویت براتگیر برساند و وجه برات هم باید ظرف این مدت مطالبه شود مگر اینکه در برات مدت بیشتری پیش‌بینی شده باشد.

 

دارنده برات برای اینکه بتواند علیه ظهرنویسان و همچنین علیه برات دهنده ای که وجه برات را به براتگیر رسانده اقامه دعوی کند مکلف است حد اکثر ظرف ۱۰روز از یکسال از تاریخ صدور برات اعتراض عدم تادیه کند و اگر برات از نوع به وعده از روئیت است دارنده برات می تواندتامدت یکسال از تاریخ صدور یکبار یا به دفعات برای اخذقبولی برات به براتگیر مراجعه کندولی اگر در پایان سال براتگیر برات رانکول و یا از قبول یانکول آن امتناع کند؛عدم اعتراض نکول موجب اسقاط حق دارنده برات برای مراجعه به براتکش ‌و ظهرنویسان نخواهد شد و فقط موجب می‌گردد از مزایای ماده ۲۳۷ قانون تجارت محروم گردد.

 

برای دارنده براتی که سررسید آن به روئیت است مصلحت نیست اعتراض نکول نماید زیرا بدون این اعتراض هم می توانددربااقامه دعوی درمقام مطالبه ؛طلب ‌خود از براتکش یا هریک ازظهرنویسان برآید.

 

ولی چنین دعوایی در صورتی در صورتی در دادگاه مسموع خواهد بود که قبلا طبق ماده۲۸۰ قانون تجارت ظرف ۱۰روز از تاریخ سررسید اعتراض عدم تادیه به عمل آمده باشد.و البته ‌در مورد برات به روئیت دارنده برات ظرف مدت یکسال از تاریخ صدوربرات باید به برات گیر مراجه و مطالبه قبولی نماید.و ‌در مورد برات های به وعده از روئیت ظرف مدت یکسال از تاریخ صدور به براتگیر مراجعه و مطالبه قبولی نماید و اگر ظرف مدت یکسال این اقدام را انجام ندهد حق مراجعه به برات دهنده را از دست می دهدمشروط براینکه ثابت نماید برات دارای محل است و وظیفه دیگر دارنده برات این است که باید ظرف مواعد قانونی ماده۲۸۷ قانون تجارت اقامه دعوی نماید.(۱)[۲۰]۱

 

۴-۲-تکالیف م مسئولیت های طرفهای وصولی اسنادی

 

۱-۴-۲-تکالیف و مسئولیت های فروشنده

 

۱-تنظیم دقیق دستور وصول :فروشنده مکلف است که دستور وصول را به تفضیل و به طوردقیق و روشن مطابق با شرایطی که مخصوص به آن است تنظیم نماید.

 

۲-دومین وظیفه فروشنده این است که بررسی نماید که :

 

اولاآیا اسناد ی که ضمیمه دستور وصول می کند همان اسنادی است که مورد توافق او ‌و خریدار بوده است .

 

ثانیاً آیا اسناد با فهرست مندرج در دستور وصول مطابقت دارد ؟

 

ثالثا آیا اسناد ی که تسلیم می کند به نحو صحیحی تنظیم شده اند.

 

۳-سومین وظیفه ارسال دستور وصول است

 

فروشنده مکلف است پس از تنظیم دستوروصول آن را برای بانک کارگزارخود و یا مستقیما برای بانک کارگزارخریدار جهت وصول ارسال دارد .علاوه براین به دستور وصول اسناد و گواهی های مربوطه رانیز باید ضمیمه نماید.

 

۴-پرداخت خسارت,هزینه ها و مخارج بانک ها

 

فروشنده مکلف است که خسارت بانک‌ها را در قبال الزامات وتعهداتی که قوانین و عرف خارجی برآنها تحمیل می کند بپردازد ؛همچنین هر گونه مخارج و یا هزینه ای که از سوی بانک‌ها در رابطه با هر گونه اقدامی از بابت حفظ کالا صورت گیرد به حساب فروشنده منظور خواهد شد (( ماده ۳و ۱۹یو آرسی)).

 

۲-۴-۲-تکالیف و مسئولیت های بانک بانک واگذارنده و بانک کارگزارفروشنده

 

بانک کارگزار فروشنده به عنوان نماینده او دارای تکالیف و وظایفی است که در صورت قصور در انجام آن ها در برابر اصیل خود یعنی فروشنده مسئول خواهد بود ؛مگر اینکخ به طور صریح آن را استثنا کرده باشد به طور کلی تکالیف و وظایف بانک مذکور را به شرح زیر می توان خلاصه نمود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:58:00 ب.ظ ]




 

۱-۳- رد ادلّه تأخر حق فسخ

 

۱- دلیل عمده قائلین به نظر فوق علاوه بر اصل لزوم، مواد ۴۰۲ و ۴۰۶ قانون مدنی است که در مبحث‌ خیار تأخیر ثمن ذکر نموده‌اند.

 

در واقع ایشان از این دو ماده یک مفهوم استخراج کرده‌اند ‌به این شرح که در غیر مورد ماده ۴۰۲ هیچ خیاری برای طرفین وجود نخواهد داشت و نمی‌توان مادام که الزام به اجرای‌ قرارداد ممکن باشد به حق فسخ تمسک نمود.

 

این در حالی است که:

 

اولاً حداکثر مفهوم ماده ۴۰۲ که تحت عنوان خیار تأخیر ثمن ذکر شده است آن است که‌ اگر شرایط مقرر در آن محقق نشود خیار«تأخیر ثمن» وجود نخواهد داشت و اصلاً نسبت به‌ وجود و عدم سایر خیارات اعم‌از مصرّح و غیرمصرّح ساکت است و موضع مثبت یا منفی‌ ندارد.

 

ثانیاًً اگر مفهوم عام مستخرجه صحیح می‌بود، بین مفهوم مذبور که نفی سایر حق فسخها را می‌کند و منطوق سایر مواد قانون مدنی که اثبات این حقوق را می‌کند تعارض پیش‌ می‌آمد، در حالی که احدی قائل به وجود چنین تعارضی نشده است تا لازم باشد با استناد به‌ صریح مواد دیگر تعارض یاد شده مرتفع شود. مواد مذبور در مقام حصر یا مشروط کردن‌ مطلق حق فسخ به تأخیر ثمن نیستند تا مفهوم مذبور صحیح باشد.

 

۲-دلیل دوم که به نظر می‌رسد به طور ضمنی مبنای نظرات فوق است، اصل لزوم‌ قراردادهاست.[۷۷] تأکید بیش از حد بر اصل مذبور، در حالی صورت می‌گیرد که ادله دیگر مانند نفی ضرر و غیره بر آن ‌حاکم‌اند و نباید از آن ها غافل ماند. ضمن آن‌که گفتیم گاه تأکید بیش از حد بر اجرای قرارداد ، ممکن است موجب سختگیری نامتعارف و بدون جهت معقول بر متعهد با حسن نیّت نیز بشود و همین نکته است که سبب شده در حقوق خارجیان اعم‌از نوشته و عرفی در این مسأله اجازه به الزام را ندهند و فسخ را به جای آن تجویز کنند.

 

۲-۳- تخییر بین فسخ و اجبار

 

چند دلیل عمده در این مورد قابل ارائه است:

 

۱-اگر عمده تخلفات قراردادی را به عدم رعایت شروط ضمن عقد اعم‌از صریح و ضمنی تحلیل کنیم، مانند تخلّف از موعد اجرا، اوصاف و سلامت مبیع، قیمت متعارف و غیر این ها، در آن صورت خواه به جهت تمسّک به عناوین مستقل خیارات و چه به لحاظ تحقق‌ خیار تخلّف شرط که در ماده ۴۴۴ قانون مدنی ناظر به مواد ۲۳۴- ۲۴۵ ذکر شده است، قرارداد قابل فسخ خواهد بود.

 

وقتی قانون‌گذار در مبحث خیار شرط صرفاً برای احتراز از تکرار، به مواد ۲۳۴- ۲۴۵ ارجاع می‌دهد معنی آن این است که باید عبارات مذکور در آن مواد در ارتباط با خیار تخلّف شرط تفسیر شود و لذا وقتی ماده ۲۳۷ می‌گوید «…طرف معامله می‌تواند به حاکم‌ رجوع نموده تقاضای اجبار به وفاء شرط بنماید» لفظ «می‌تواند» در مبحث فسخ منطقاً بدان‌ معنا است که مشروط له اختیار دارد یا قرارداد را فسخ کند یا تقاضای الزام به اجرا نماید. بله، اگر قانون هیچ ارتباطی را بین مواد ۲۳۷ و ۴۴۴ در حق فسخ برقرار نکرده بود، امکان داشت با احتمال بگوییم جایگزین حق الزام، صرف‌نظر کردن از اصل شرط از سوی مشروط له است.

 

‌بنابرین‏ از جمع مواد فوق در احکام شرط و خیار تخلّف شرط، بدون تکلّف چنین استنباط می‌شود که این دو حق (الزام به اجرا و فسخ قرارداد) همدوش و همراه هم هستند و ذیحق‌ مختار است که حق فسخ را مقدّم بدارد و از زحمت و هزینه و صرف وقت زیاد در الزام به‌ اجرا احتراز کند.

 

۲- از دیدگاه عرفی، قراردادهای معوض متضمن دو دسته تعهدات متقابل است، که طرفین در قبال یکدیگر متقبل می‌شوند.[۷۸] تعهد ضمنی هر طرف به انجام تعهد، آنچنان از دیدگاه عرفی مسجّل است، که به منزله‌ ذکر در عقد بوده و بدون تصریح نیز قرارداد بدان منصرف می‌شود. ‌بنابرین‏، لازم‌ نیست التزام به انجام تعهد، صریحاً در عقد ذکر شود؛ تا در صورت تخلّف، بتوان با استناد به «خیار تخلّف شرط»، قرارداد را فسخ کرد. نتیجتاً در عقود معوض، التزام‌ طرفین به انجام تعهد، امری است که در دیدگاه عرفی، آنچنان متعارف بوده که به‌ منزله ذکر در عقد تلقی می‌شود. پس، همچنان که تخلّف از انجام شروط مندرج در عقد، موجب حق فسخ برای مشروط له می‌شود، تخلّف از شروطی که در عقد بدان‌ تصریح نشده، ولی به حکم عرف و عادت عقد بدان منصرف است، نیز موجب‌ حق فسخ برای مشروط له می‌شود.

 

۳- در عقود معوّض، طرفین قرارداد تعهدات متقابلی را متقبل می‌شوند[۷۹]؛ و ارزش‌ تعهد هر طرف، تقریباً با ارزش تعهد طرف دیگر برابر است؛ و این برابری نسبی‌ قیمت‌ها، آنچنان در قراردادهای معوّض مفروض است که در صورت جهل یکی از طرفین به قیمت‌ها، او می‌تواند با استناد ‌به این فرض، معامله را فسخ کند.(خیار غبن)

 

‌بنابرین‏، در عقود معوّض تعهدات هریک از طرفهای قرارداد، به تعهدات طرف‌ دیگر گره خورده است؛ و این ارتباط، نه تنها در مرحله انشای عقد، بلکه در استمرار آن نیز وجود دارد. مثلاً در عقد بیع، مقتضای عقد این است که هر طرف، مالی را که‌ داشته به نحوی به تصرف دیگری دهد که طرف اخیر بتواند هر گونه تصرف‌ مالکانه‌ای را در آن انجام دهد. مقصود از عقد نیز، صرف ایجاب و قبول و مالکیت اعتباری نیست؛ بلکه رسیدن واقعی به عوضی است که در قرارداد بیان شده است. پس در عقود معوض، هر طرف تعهداتی را می‌پذیرد؛ یا مالی را منتقل می‌کند؛ با آن‌ هم، فقط ‌به این علت که از تعهدات طرف مقابل منتفع شده، یا عوض به او منتقل‌ گردد. این ارتباط متقابل بین عوض و معوض، هم در مرحله ایجاد عقد، مقصود اصلی طرفین بوده و هم در مرحله اجرای قرارداد، موردنظر است. بدین ترتیب، چون این ارتباط در مرحله ایجاد وجود دارد، هرگاه معلوم شود که مال موردنظر، در یک طرف قرارداد موجود نبوده، انتقال عوض آن نیز منتفی خواهد بود.همین‌ منطق در مرحله اجرا نیز وجود دارد؛ و التزام هرکدام از طرفین منوط به التزام طرف‌ دیگر است.نتیجتاً، اگر انجام تعهد از جانب یک طرف غیرممکن شود، انجام تعهد متقابل نیز منتفی خواهد شد.وجود این ارتباط در مرحله اجرا، همچنین باعث‌ می‌شود که هر طرف بتواند اجرای تعهد خویش را منوط به اجرای تعهد طرف‌ مقابل کند؛و این امر، هم در فقه و هم در قانون مدنی، به عنوان «حق حبس» به‌ رسمیت شناخته شده است‌.[۸۰]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:35:00 ب.ظ ]




 

نظر به اهمیت موضوع مدیریت منابع انسانی و از جمله واکنش تیم حسابرسی نسبت به بررسی عملکرد آن ها، این موضوع از جهات گوناگون در کشورهای صنعتی مختلف از جمله آمریکا توسط روبرت و دونالد[۲]۱(۲۰۰۷) مورد توجه محققان قرار گرفته است.

در این تحقیقات متغیرهای چون سن، سطح آموزش، جنسیت، محیط کار و کسب تجربه توسط حسابرسان، سنوات خدمت حسابرسان بر واکنش تیم حسابرسی نسبت به بررسی عملکرد آن ها مورد مطالعه قرار گرفته است.

 

در تحقیق حاضر و در ادامه تحقیقات یاد شده، تأثیر قدرت نظارتی سرپرست بر واکنش تیم حسابرسی نسبت به بررسی عملکرد آن ها مورد بررسی قرار گرفته است.

 

۱-۵- فرضیات تحقیق :

 

با توجه به مطالبی که در بخش بیان مسئله ارئه شد، می توان فرضیه های تحقیق را به شرح زیر بیان کرد:

 

۱٫ بین قدرت مرجعیت سرپرست و عملکرد مناسب تیم حسابرسی در نتیجه بازبینی حسابرسی رابطه مثبت وجود دارد.

 

۲٫ بین قدرت مرجعیت سرپرست و بازخورد مناسب تیم حسابرسی در نتیجه بازبینی حسابرسی رابطه مثبت وجود دارد.

 

۳٫ بین قدرت مرجعیت سرپرست و تأثیر پذیری از او در نتیجه بازبینی حسابرسی رابطه مثبت وجود دارد.

 

۴٫ بین تخصص سرپرست و عملکرد مناسب تیم حسابرسی در نتیجه بازبینی حسابرسی رابطه مثبت وجود دارد.

 

۵٫ بین تخصص سرپرست و بازخورد مناسب تیم حسابرسی در نتیجه بازبینی حسابرسی رابطه مثبت وجود دارد.

 

۶٫ بین تخصص سرپرست و تأثیرپذیری از او در نتیجه بازبینی حسابرسی رابطه مثبت وجود دارد.

 

۷٫ بین فشار و اجبار سرپرست و عملکرد مناسب تیم حسابرسی در نتیجه بازبینی حسابرسی رابطه منفی وجود دارد.

 

۸٫ بین فشار و اجبار سرپرست و بازخورد مناسب تیم حسابرسی در نتیجه بازبینی حسابرسی رابطه منفی وجود دارد.

 

۹٫ بین فشار و اجبار سرپرست و تأثیر پذیری از او در نتیجه بازبینی حسابرسی رابطه منفی وجود دارد.

 

۱-۶- قلمروتحقیق :

 

۶-۱-۱- قلمرو موضوعی تحقیق: قلمرو موضوعی پژوهش، بررسی تأثیر قدرت نظارتی سرپرست بر واکنش تیم حسابرسی نسبت به بررسی عملکرد آن ها می‌باشد.

 

۶-۱-۲- قلمرو زمانی تحقیق: این تحقیق در ۵ ماه اول سال ۸۹ (فروردین ماه الی مرداد ماه) انجام شده است.

 

۶-۱-۳- قلمرو مکانی تحقیق: قلمرو مکانی تحقیق شامل حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی می‌باشد.

 

۱-۶- تعریف واژه ها و اصطلاحات

 

اجبار و فشار[۳]۱ : زمانی پدید می‌آید که شخص از توانایی تنبیه و یا آوردن لطمه جسمی یا روانی به شخص دیگر برخوردار باشد( Moorhead, Griffin,1989).

 

عملکرد[۴]۲ : عبارت است از مجموعه رفتارهایی در ارتباط با شغل که افراد از خودشان نشان می‌دهند (همان منبع).

 

قدرت[۵]۳ : توانایی بالقوه یک نفر و یا یک گروه برای نفوذ در فرد یا گروه دیگر تعریف کرد

 

(همان منبع)

 

بازخورد[۶]۴ : اطلاعات مربوط به عملکرد شغل که از خود شغل به دست می‌آید و برای اصلاح به کار می رود (همان منبع)

 

قدرت مرجعیت[۷]۵ : بر پایه توانایی شخص در نفوذ بردیگران از طریق ویژگی‌های شخصی یا شخصیت کاریز ماتیک (با جاذبه) است (همان منبع) .

 

تخصص[۸]۶ : ناشی از دانش، مهارت های ویژه، توانایی ها، یا تجربه پیشین ارزشمند فرد برای سازمان است (همان منبع)

 

بازبینی حسابرسی[۹]۷: روش های طراحی ‌شده برای فراهم کردن شواهدی از رعایت سیاست‌ها و روش های کنترل کیفیت مؤسسه توسط گروه حسابرسی در ارتباط با کار حسابرسی تکمیل‌شده (استاندارد های حسابرسی، ۱۳۸۶).

 

فصل دوم

 

مبانی نظری و

 

پیشینه­ پژوهش

 

۲-۱- مقدمه:

 

فصل اول به بیان کلیات پژوهش اختصاص داشت. بدین صورت که پس از بیان موضوع پژوهش که «بررسی تأثیر قدرت نظارتی سرپرست بر واکنش تیم حسابرسی نسبت به بررسی عملکرد آن ها » است، مسأله پژوهش، اهمیت و اهداف پژوهش، فرضیه‌های پژوهش و برخی از واژه های کلیدی تشریح شد.

 

در این فصل ابتدا، مبانی نظری پژوهش بیان می­ شود. و در ادامه پژوهش­های انجام شده در زمینه تأثیر قدرت نظارتی سرپرست بر واکنش تیم حسابرسی نسبت به بررسی عملکرد آن ها ذکر می­ شود.

 

۲-۲- مبانی نظری

 

مدیران، سرمایه ­گذاران، اعتبار دهندگان و نهادهای قانون­گذار برای تصمیم ­گیری آگاهانه درباره تخصیص بهینه منابع به اطلاعات معتبر و قابل اتکاء نیاز دارند. وجود اطلاعات معتبر، مربوط و قابل­فهم یکی از پیش­نیازهای توسعه اقتصادی هر کشور است و می ­تواند در پیشرفت اقتصادی هر کشور و کمک به دولت در جهت سیاست­گذاری و برنامه­ ریزی­های کلان اقتصادی نقش مؤثری ایفا کند. حسابرسان با تهیه گزارش­های بی­طرفانه درباره قابلیت اعتماد اطلاعات حسابداری در این فرایند نقش مهمی را ایفا ‌می‌کنند. رشد فزاینده و پیچیدگی­های جامعه، نیاز به حسابرسی را به عنوان بخشی از فرایند گزارشگری گسترش می­دهد. نقش حسابرسی در اقتصاد هر کشور را ‌می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد(خواجوی، نوشادی،۱۳۷۸):

۱- ایجاد اطمینان نسبت به سرمایه ­گذاری و کمک به توسعه اقتصادی

 

۲- ایجاد اطمینان نسبت به اطلاعات و گزارش­های مالی

 

۳- تعیین درجه اعتبار اطلاعات و قابلیت اتکاء آن­ها به عنوان مبنایی جهت تصمیم ­گیری­های کلان اقتصادی

 

۴- مشخص شدن نقاط ضعف مدیریتی و کنترلی در شرکت­ها و ارائه راه­کار جهت برطرف نمودن آن­ها.

 

۲-۲-۱- تاریخچه حسابرسی

 

پیدایش حسابرسی به لحاظ زمانی با ظهور حسابداری همراه بوده است. در واقع از زمانی که پیشرفت و تحول در تمدن بشر این ضرورت را به وجود آورد که مسئولیت اداره اموال یک شخص به فرد دیگری تفویض شود، اعمال نوعی نظارت بر پایبندی و وفاداری نسبت به تعهدات قراردادی نیز ضرورت یافته است. با نوعی نگرش تاریخی و جهانی نسبت به بازار خدمات حسابرسی، می ‌توان پیشینه ارائه خدمات حسابرسی را به ۳۰۰ تا ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در شهر آتن در یونان باستان ردیابی کرد. در آن زمان، درآمدها و هزینه‌ های هر یک از کلان شهرهای یونان از سوی هیأتی مرکب از حسابداران معتبر، ارزیابی و تأیید می‌ شد (امیراصلانی، ۱۳۸۴).

 

واتز[۱۰]۱ و زیمرمن[۱۱]۲ (۱۹۸۶) به شواهد تاریخی اشاره ‌می‌کنند که قدمت آن به قرن سیزدهم میلادی بازمی­گردد و اعتقاد دارند که خدمات حسابرسی بر اساس دلایل دیگری به غیر از الزام قانونی صورت پذیرفته است. به عقیده آن­ها دلیل استفاده از خدمات حسابرسی نیاز به نظارت یک گروه بر گروه دیگر است. این عقیده با تئوری قراردادها که در چارچوب آن، سازمان مجموعه ­ای از قراردادها است و حسابرسی به عنوان یک مکانیزم کنترلی که رعایت مفاد قراردادها را تضمین می­ کند، انطباق دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:49:00 ب.ظ ]




 

این ویژگی در متون حسابداری «بیان صادقانه» نامیده شده است و تمرکز آن بر انطباق اطلاعات مالی با واقعیت، انعکاس محتوای رویدادها و وصف مبانی اقتصادی معاملات است. در اینجا اطلاعات آنچه را که اتفاق افتاده است به طور صادقانه و صریح وصف می‌کند. این ویژگی در تلاش برای پاسخ دادن به سوالات زیر است:

 

• زمانی‌که شرکت اصول حسابداری لازم را انتخاب می‌کند، چگونه این اصول ارزیابی می‌شود تا اطمینان حاصل شود به‌نحو مناسب مبانی اقتصادی معاملات را وصف می‌کند؟

 

• کدام اصول حسابداری در طول سال تغییر ‌کرده‌است و چگونه ارزیابی شده‌است؟

 

• وقتی شرکت وارد معاملات پیچیده و مهمی می‌شود که در متون حسابداری به‌شکل سیاه و سفید نیست، شرکت چگونه حسابداری مناسب را ارزیابی می‌کند؟

 

• فلسفه مدیریت ‌در مورد کاربرد اصول حسابداری در این وضعیتها چیست؟

 

• متون حسابداری تا چه حد مانع از انعکاس معامله طبق محتوای آن است و شرکت چه اطلاعات تکمیلی (در یادداشتهای توضیحی و گزارش هیئت‌مدیره) به منظور درک سرمایه‌گذاران فراهم می‌کند؟

 

خصوصیات کیفی اصلی مرتبط با ارائه اطلاعات

 

بر اساس مفاهیم نظری گزارشگری اطلاعات مالی ایران دو ویژگی «قابل فهم بودن» و«قابل مقایسه بودن» اصلی ترین خصوصیات مرتبط با نحوه ارائه اطلاعات حسابداری می‌باشند:

 

الف) قابل فهم بودن

 

یکی از ویژگی‌های مهم خاص استفاده کننده در چارچوب نظری IASB و FASB ویژگی کیفی قابل فهم بودن می‌باشد. قابل فهم بودن در بیانیه مفهومی شماره ۲ چنین تعریف می شود «کیفیت اطلاعات که استفاده کننده را قادر می‌سازد اهمیت آن را درک کند.» به طور مشابه چارچوب IASB قابل فهم بودن را این چنین تعریف می‌کند: «اطلاعات باید به شیوه ای ارائه شود که توسط استفاده کننده ای که دارای یک دانش معقول از فعالیت های اقتصادی، تجاری و حسابداری باشد و در جهت مطالعه و بررسی اطلاعات تلاش معقولی داشته باشد، به راحتی قابل درک باشد.»

 

هر چند، قابل فهم بودن در حالی که یکی از چهار ویژگی کیفی اصلی چارچوب IASB می‌باشد با این وجود به عنوان یک ویژگی کیفی خاص استفاده کننده هیچ وقت آن موقعیتی را که بیانیه مفهومی شماره ۲ به آن اعتقاد داشته است، IASBبرای آن قائل نشد.

 

ب) قابل مقایسه بودن[۸۵]

 

قابل مقایسه بودن اینگونه تعریف می شود «کیفیتی از اطلاعات که استفاده کنندگان را قادر می‌سازد شباهت ها و تفاوت های بین دو پدیده اقتصادی را مشخص کنند.[۸۶]» زمانی که ارزش های منصفانه به نحو قابل اتکایی اندازه گیری شوند، قابل مقایسه بودن اطلاعات را بالا می‌برند.

 

یک فرایند تسعیر نرخ ارزخارجی را در نظر بگیرد؛ ارزش های تاریخی دارایی ها به نرخ تاریخ معامله تسعیر می‌شوند. این تفاوت بین مبالغ تاریخی برای دارایی های مشابه، باعث به وجود آمدن نرخ های متفاوت مبادله بین تاریخ تحصیل اولیه و تاریخ ترازنامه خواهد شد. یا شرایطی را در نظر بگیرید که به موجب آن سه دارایی مشابه در یک زمان مشابه و با یک قیمت مشابه در سه کشور مختلف خریداری می‌شوند و سه مبلغ متفاوت بهای تمام شده تاریخی برای آن ها در تاریخ ترازنامه گزارش می شود. صدور مجوز ضرورت تجدید ارزیابی دارایی های ثابت مشهود ،کاربردهای مهمی ‌در مورد ویژگی قابل مقایسه بودن دارد. انتظار می رود که در شرایط نبودن الزام برای تجدید ارزیابی، قابل مقایسه بودن کاهش یابد. بسیاری از واحدهای اقتصادی ممکن است بنا به دلایل مختلف( مثل صرفه جویی های مالیاتی ) در حالی که سایر واحدهای اقتصادی دارایی های خود را ‌بر اساس ارزش منصفانه مجددا ارزش گذاری می‌کنند, گزارش های خود را ‌بر اساس بهای تمام شده تاریخی تنظیم نمایند. تشخیص شباهت ها و تفاوت ها بین دارایی های ثابت مشهود واحدهای اقتصادی مختلف، در شرایطی که روش های مختلفی برای ارزشیابی دارایی ها وجود دارد بسیارسخت خواهد بود.

 

این خصوصیت ‌بر استفاده از روش مشابه حسابداری برای رویدادها و معاملات مشابه و همچنین روش متفاوت برای رویدادها و معاملات غیرمشابه تأکید دارد. بر این اساس، مقایسه‌پذیری نباید با ثبات رویه یا یکنواختی اشتباه شود. برای تفکر درخصوص مقایسه‌پذیر بودن می‌توان پرسید که:

 

• آیا اطلاعات به‌طریقی تهیه می‌شوند که مقایسه آگاهانه با سایر شرکت‌ها را ممکن سازد؟

 

• خط مشی‌های حسابداری، افشا، شکل صورت‌های مالی و سایر وسایل گزارش مالی در مقایسه با رقبا چگونه است؟

 

• ‌بر اساس چه زمینه‌هایی می‌توان قضاوت کرد که کیفیت آن ها بهتر یا بدتر است (یعنی کدامیک از خصوصیات کیفی که در این مدل بحث شد، بهتر تامین می‌شود)؟

 

• اگر خط‌مشی حسابداری منتخب، ‌منعکس کننده رویه صنعت خاصی است، آیا این رویه رایج است؟ اگر نیست، آیا با الزامات حسابداری که مشخصاً به عنوان اصول پذیرفته‌شده حسابداری معین شده است، انطباق دارد؟

 

ثبات رویه[۸۷]

 

ثبات رویه اینگونه تعریف می شود «مطابقت از دوره ای به دوره دیگر با سیاست ها و رویه های ثابت[۸۸]». این خصوصیت بریکنواختی و تغییر نیافتن روش‌ها و خط‌مشی‌ها در دوره های مختلف تأکید دارد. می‌توان پرسید که:

 

• آیا عملکرد یک شرکت را می‌توان در طی یک دوره زمانی به‌نحو مناسب مقایسه کرد؟

 

• چه تغییراتی، در صورت وجود، در خط‌مشی‌های حسابداری یا کاربرد خط‌مشی‌ها، استفاده از ‌برآوردها و قضاوت‌های مدیریت انجام شده است؟

 

• چگونه این تغییرات در مقایسه با رویه‌های گذشته منجر به بهبود شده‌اند (یعنی کدامیک از خصوصیات کیفی مدل بهتر تامین شده است)؟

 

• شما به چه موارد افشای مشخصی به منظور اثبات مناسب بودن ارائه اثر تغییرات در همه دوره های گزارش شده می‌توانید اشاره کنید؟

 

اهمیت کیفیت گزارشگری مالی در استانداردهای حسابرسی

 

بوشمن و همکاران (۲۰۰۱) بیان می­دارند گزارش­های مالی می ­تواند از سه طریق بازار سرمایه را متأثر گرداند.

 

اول، گزارش­های مالی بهتر کمک می­ کند سرمایه ­گذاری­های بد و خوب تشخیص داده شود که این موضوع ریسک برآورد و در نتیجه هزینه سرمایه را کاهش می­دهد.

 

دوم گزارش ­های مالی با کیفیت­تر، سرمایه ­گذاران را در تمیزدادن مدیران خوب و بد یاری رسانده و از این­رو موجب کاهش هزینه­ های نمایندگی و بالتبع هزینه سرمایه می­ شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:18:00 ب.ظ ]




 

این زنان، دختران امروزی را تربیت کرده‌اند و با آموزش فرهنگ اسلامی و آموزه های دینی، فرهنگ حجاب را برای دختران و فرزندان خود درونی کرده و وقتی رفتار و فرهنگی برای یک فرد یا قومی درونی شود، یعنی تبدیل آن به ارزش، هنجار، قانون، و در مقابل هر نوع آسیبی که این هنجار و قانون را تهدید کند واکنش نشان می‌دهد.

 

درابتداباید گفت، میان آنچه پدیده و یا معضل است، تفاوت اساسی و بنیادی وجود دارد زیرا پدیده یعنی فراگیر شدن یک موضوع و اینکه عده ای امروزه از بدحجابی در جامعه اسلامی و ایرانی ما به عنوان پدیده سخن می‌گویند، این نشان از ناآشنا و ناآگاهانه برخورد کردن آن ها با بحث حجاب است زیرا بدحجابی قبل از آنکه یک پدیده باشد، یک معضل اجتماعی است[۱۰۴] و هنوز بدحجابی در جامعه ما و بین زنان مسلمان کشور یک امر فراگیر نشده است و در واقع درصد ی که از زنان و دختران و مردان ما آن هم ناخواسته به بی حجابی روی آورده اند در بر گیرنده فراگیر شدن آن نمی باشد و در واقع به جای بدحجابی به عنوان یک پدیده اجتماعی بهتر است از بدحجابی به عنوان یک معضل اجتماعی سخت گفت. در واقع می توان گفت هر معضلی نیز در جامعه ایرانی و اسلامی با حمایت خود مردم قابل حل شدن و چاره اندیشی است.

 

چرا در سال های اخیر از بی حجابی و رواج آن در بین زنان و مردان سخن می گویم ؟علتش را در صدها دلیل باید دید که چه در خارج و چه در داخل پیکره نظام فرهنگی ما نهفته است. روزی که از جهانی شدن حرف به میان می‌آید، از مهم ترین تاثیر جهانی شدن، یعنی گسترش فرهنگ مصرفی نباید غافل ماند و از یکی از عوارض آن یکی گرایش به مدگرایی را نباید فراموش کرد. عصر ارتباطات و پیوستگی تمام فرهنگ ها، تمدن ها، اجتماع ها و نظرها در یک نظام به نام دهکده جهانی و آیا در این دهکده جهانی باید فرهنگ ها و قومیت ها را فراموش کرد و به سمت فرهنگ ها و ارزش ها دیگر ملل رفت و از ضدارزش ها برای مقابله با ارزش های فرهنگی خود استفاده کرد!؟ در این دهکده جهانی سهم فرهنگ تمدن و ارزش های ایرانی و اسلامی ما کجاست؟ آیا روزی که از شبیخون فرهنگی دشمن سخن گفتیم، راه های مقابله با این شبیحخون را ترسیم کردیم به سمت آن ها حرکت کردیم، اهداف فرهنگی خود را در مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن جهت دار کردیم. از آنچه مدگرایی جوانان بود به معضلی به نام پوشش فکر کردیم.

 

تا چه اندازه از مزایایی پوشش و حجاب برای زنان و دختران حرف زدیم، رسانه های گروهی در این زمینه چقدر فرهنگ سازی کردند تا چه اندازه از عوارض بدحجابی حرف زدیم، اینکه اگر زن مسلمان با پوشش نامناسب در عرصه اجتماعی ظاهر شود، شخصیت و کرامت انسانی اش تا چه اندازه آسیب می بیند؟ چه اندازه زنان با حجاب را به عنوان الگو در ادارات و مراکز فرهنگی، اجتماعی، و اقتصادی به عنوان زنان نمونه معرفی کردیم؟ این همه سوالات متعددی است که باید از اهالی فرهنگ این سرزمین پرسید.

 

باید توجه داشت اگر درصد کمی از زنان بی حجاب در عرصه اجتماع ظاهر می‌شوند، باید آن ها را ارشاد کرد باید با آن ها آگاهانه و اصولی رفتار شود، آن ها را باید از محاسن حجاب آگاه کرد.

 

لازم است، پوشش های مناسب را در قالب مدها و رنگ های متنوع و در چارچوب فرهنگ و تمدن ایرانی طراحی و به جامعه عرضه کرد. تجارب و تحقیقات نشان داده است که” امر به خوبی ها و نشان دادن حسنات همیشه زودتر به نتیجه می‌رسد تا منع کردن افراد از رفتار نامناسبشان” زیرا فرد اگر بخواهد رفتارهای ناشایست خود را در درون خود از بین ببرد، برایش خیلی سخت است و در واقع این رفتار جزئی از همان کنش اجتماعی اوست ولی اگر فرد رفتارهای مناسب را یاد بگیرد و آن ها را در درون خود پرورش دهد و در این امر نیز تشویق شود چه به صورت ناخودآگاه و یا خودآگاه دیگر رفتارهای نامناسب را در سطح اجتماع نشان نداده و همان رفتار مناسب و هنجار بخش را به عنوان کنش اجتماعی در مقابل دیگران انجام می‌دهد.برای ایجاد فرهنگ حجاب در جامعه روش های مناسبی وجود دارد که گرچه زود بازده نیستند، اما پایدار هستند و قابلیت حل معضل بدحجابی دارند، اتخاذ این روش ها باعث دستیابی افراد جامعه به ثبات اخلاقی می شود.اتخاذ برخوردهای نامناسب برای رفع معضل بدحجابی را منجر به اشاعه فحشا در جامعه است و برخوردهای نامناسب طوری فضا را ترسیم می‌کند که گویی جوانان ما از دست رفته اند اگر تذکرات با شیوه و لحن بدی صورت گیرد منکراتی در پی خواهد داشت.

 

با همه این احوال فرهنگ سازی در مقوله حجاب امری ضروری است که نیازمند همکاری همه دستگاه های فرهنگی و رسانه های جمعی است.

 

بخش دوم:

 

آسیب شناسی فرهنگ حجاب وارائه راهکارهای پیشگیری

 

از بد حجابی ‌و پدیده های مشابه آن

 

فصل اول:آسیب شناسی فرهنگ حجاب و علل گرایش برخی جوانان به پوشش هاوظواهرنا متعارف

 

مبحث اول:عدم آشنایی بافرهنگ حجاب ونقش آموزش وپرورش (نظریه های یادگیری ومعاشرتهای ترجیحی)

 

نظریه های یادگیری کجروی از جمله نظریه های جامعه شناختی ،روان شناختی اجتماعی و جرم شناسی نظری اند. بر اساس این نظریه ها،برخی افراد در اوضاع واحوال اجتماعی خاصی قرارمی گیرند؛ ودراین اوضاع واحوال جرم وکجروی رامی آموزند(همان گونه که افراد عادی در طول زندگی خودمی آموزند چگونه فکر،احساس و رفتار کنند).سپس آن گونه که آموخته اند،عمل می‌کنند.

 

درنظریه های یادگیری به خوی ‌و شناختی که در نتیجه ی تجربه های فرد به هنگام ورود به محیط (همچون مدرسه ویا دیگر نهادهای آموزشی یا ‌گروه‌های همسالان) وسازگاری با آن گسترش می‌یابد اشاره دارند. که این ها باید از رفتار آموخته نشده یا غرایزی که به هنگام تولد در فرد وجود دارد وتوسط زیست شناسی تعیین می‌شوند متمایز باشند .

 

نظریه های یادگیری به محتوای یادگیری و فرایندی این یادگیری توجه دارند برخی از این نظریه ها به طور خلاصه به شرط ساختاری ای که موجب یادگیری در نخستین مکان می‌شوند اشاره می‌کنند در حالی که نظریه های دیگر یادگیری ،آن شرایط را به طوری گسترده ای توصیف می نمایند ولی در هر دوی این موارد ،نظریه ها بیش تر به خود یادگیری توجه دارند تا به شرایط ساختاری اساسی.[۱۰۵]

 

ما در اینجا برای تحلیل موضوع محوری خود که همان آسیب شناسی و علل ترویج رفتارهای مخالف شئونات شرعی همچون بدحجابی در نهادهای آموزشی تحت نظر آموزش و پرورش می‌باشد از دو نظریه «معاشرت های ترجیحی » و «یادگیری اجتماعی» که ‌از نظریات شناخته شده و مورد قبول درتحلیل آسیب ها ‌و انحرافات اجتماعی در دو حوزه جامعه شناسی و جرمشناسی می‌باشد کمک گرفته ایم.

 

گفتار اول:تبیین نظریه های یادگیری و ‌معاشرت‌های ترجیحی وانطباق آن با عدم رعایت حجاب اسلامی

 

ساترلند وکرسی در بیان یکی ازمحورهای اساسی نظریه ی خود می‌گویند افراد ،رفتارهای مجرمانه و ‌کج‌روانه را همانند رفتارهای متعارف می آموزند. این نکته سبب شده است تا دیدگاه آنان را نوعی نظریه ی یادگیری کجروی به حساب آورند .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:44:00 ق.ظ ]




از سوی دیگر، بیش اعتمادی مدیران یکی از بحث های مهم در تئوری های مالی رفتاری است که اصل و اساس آن موضوعات روان شناختی می‌باشد با این اعتقاد که افراد در کل زیاد از حد اعتماد به نفس دارند در ادامه تحقیقات، این پیشینه روان شناختی مالی رفتاری را گسترش داده‌اند و مدیران را به عنوان یک گروه خاص نسبت به مردم عادی می دانند که می‌توانند بیش از دیگران خوش بینی باشند. بر این اساس به نظر می‌رسد که بیش اعتمادی مدیران یکی از عوامل تاثیر گذار بر محافظه کاری می‌باشد. ‌بنابرین‏ در این تحقیق ابتدا بیان مسئله، ضرورت انجام تحقیق، فرضیات تحقیق و در نهایت قلمرو تحقیق و… ارائه می شود.

 

۱-۲- تشریح و بیان مسئله

 

مدیر اختیاراتی دارد و می‌تواند این اختیارات را به گونه ای اعمال کند که خروجی الگو، تصمیم گیری سرمایه گذاران را به دلخواه خود شکل دهد. بدین منظور، مدیریت می‌تواند تلاش کند که یکی از ورودی های مهم الگو، تصمیم گیری سرمایه گذاران یعنی سود را تحت تاثیر قرار دهد و به مدیریت آن بپردازد. مدیر واحد تجاری از اختیارات خود می‌تواند از دو طریق برای مدیریت سود به عنوان یکی از ورودی های الگو، تصمیم گیری سرمایه گذاران استفاده کند. در حالت اول، مدیر می‌تواند از اختیارات خود برای انتقال اطلاعات محرمانه درباره سود آوری آینده شرکت استفاده کند. این وضعیت ‌بر اساس تعریف های ارائه شده ، مطابق با مدیریت مؤثر سود است. در این نوع از مدیریت سود ، اطلاع رسانی سود ها در تبادل اطلاعات محرمانه بهبود می‌یابد. در حالت دوم، مدیر می‌تواند از اختیارات خود حداکثر کردن مطلوبیت خود استفاده کنند و برای این کار ، سود ها را تحریف کند . این حالت نیز ‌بر اساس تعریف های ارائه شده، مطابق با مدیریت فرصت طلبانه سود است. در این حالت، مدیر به منظور حداکثر کردن مطلوبیت خود به گزارش فرصت طلبانه سود ها اقدام می‌کند(سابرامانیام ، ۱۹۹۶ و سایرگار و اوتاما، ۲۰۰۸).

 

بلیس(۱۹۲۴) معتقد است که از گذشته های بسیار دور این مفهوم در قالب این عبارت‌ بیان می‌شده است‌ “زیان‌ها را پیش‌بینی کنید ولی سودها را نه‌” این عبارت ‌به این معنی‌ است که درآمدهایی که منشاء این سودها می‌باشند تا زمانی که ادعای قابل اثباتی نسبت‌ به وصول آن ایجاد نشده باشد، نباید به عنوان درآمد شناسایی و در دفاتر ثبت شوند. بهاین ترتیب می‌توان دریافت که محافظه‌کاری در شناسایی درآمد بر وصول وجه نقد تأکید ندارد بلکه همین اندازه که درآمد قابل اثبات باشد، کافی است. باسو(۱۹۹۷ با توجه به تحقیقات تجربی نشان داد که حسابداران در شناسایی سود و زیان تمایل دارند که درجه تأیید اخبارخوب(سود) نسبت به درجه تأیید اخبار بد(زیان) بالاتر باشد. بر این اساس محافظه‌کاری را مخلوق عدم تقارن در تأیید شرایط سود و زیان دانست. رأس و واتز(۲۰۰۲) محافظه‌کاری را به عنوان میزان تفاوت تاییدپذیری شرایط شناسایی سود در مقابل زیان بیان کردند. در این بیان تأکید بر درجه قابلیت تاییدپذیری‌ سود در مقابل زیان می‌باشد. تفاوت درجه تاییدپذیری سود در مقابل زیان منجر به عدم‌ تقارن در شناسایی سود و زیان می‌شود. عدم تقارن در شناسایی سود و زیان یا به‌ عبارتی اعمال محافظه‌کاری موجب، گزارش بیان کم‌ارزش خالص دارایی‌ها نسبت به‌ مبلغی واقعی می‌گردد. ‌به این ترتیب گزارش خالص دارایی‌ها در دوره جاری به مبلغی‌ کمتر از مبلغ دوره های بعد خواهد گردید. مخالفین محافظه‌کاری معتقدند، این موضوع‌ با مفهوم محافظه‌کاری مغایرت دارد. با وجود انتقاد از محافظه‌کاری، نفوذ محافظه‌کاری‌ در حسابداری از نظر طول زمان و ارزش‌گذاری با اهمیت می‌باشد.

استرلینک(۱۹۷۰) محافظه‌کاری را به عنوان با نفوذترین اصل در ارزش‌گذاری معرفی می‌کند. پس ‌به این‌ ترتیب می‌توان اذعان کرد که محافظه‌کاری به لحاظ پیشینه تاریخی طولانی و از نظر ارزش‌گذاری در حسابداری با اهمیت است. رأس و واتز(۲۰۰۲) نشان دادند، علاوه بر سابقه طولانی محافظه‌کاری در حسابداری، در سی‌ سال اخیر به کارگیری آن افزایش‌ یافته است. با توجه به موضع منتقدین (تدوین‌کنندگان مقررات و استانداردها و دانشگاهیان) نتایج حاصل از بررسی رأس و واتز(۲۰۰۲) از اهمیت زیادی برخوردار است. زیرا حیات طولانی محافظه‌کاری در حسابداری و افزایش آن در چند سال اخیر به طور قوی‌ این فکر را تقویت می‌کند که محافظه‌کاری منافع مهمی را دربردارد. محققین توجیهاتی‌ را برای محافظه‌کاری (۱- انعقاد قرارداد ۲- مالیات بر درآمد ۳- دعاوی حقوقی‌۴- مقررات نظارت)در گزارش‌گری مطرح کرده‌اند. همگی بر این باورند که به کارگیری‌ محافظه‌کاری در حسابداری برای استفاده‌ کنندگان گزارش‌های مالی مفید خواهد بود(ثقفی،۱۳۸۸).

 

همچنین در تحقیقات اخیر محافظه کاری به دو گروه تقسیم بندی شده است، نوع نخست، محافظه کاری پیش رویدادی است که محافظه کاری مستقل از اخبار و محافظه کاری غیر شرطی نیز خوانده شده است . محافظه کاری پیش رویدادی از به کارگیری آن دسته از استانداردهای حسابداری ناشی می شود که سود را به گونه ای مستقل از اخبار اقتصادی جاری، می کاهند . برای مثال ، شناسایی بدون درنگ مخارج تبلیغات وتحقیق وتوسعه به عنوان هزینه ، حتی در صورتی که جریان های نقدی آتی مورد انتظار آن ها مثبت باشد . نوع دیگر محافظه کاری ، محافظه کاری پس رویدادی است که محافظه کاری وابسته به اخبار، محافظه کاری شرطی و عدم تقارن زمانی سود نیز خوانده شده است . محافظه کاری پس رویدادی به مفهوم شناسایی به موقع تر اخبار بد نسبت به اخبار خوب در سود است. برای مثال ، قاعده ی اقل بهای تمام شده یا ارزش بازار ، حذف سرقفلی در پی انجام آزمون کاهش ارزش و شناسایی نامتقارن زیان های احتمالی در مقابل سودهای احتمالی، از این نوع هستند(بیور و رایان،۲۰۰۵)[۳].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 02:53:00 ب.ظ ]




 

کالینز، کالینز[۵۱] (۱۹۹۲، به نقل از هارجی، ۱۳۸۴) ‌در مورد رفتار ماهرانه می‌گویند: « اگر در موردکیفیت رفتارهایتان پسخوراند دقیقی نگیرد، ممکن است یک اشتباه را بارها تکرار کنید این مهارت‌ها بدون پسخوراند بهبود نخواهد یافت. حتی برخی شواهد نشان می‌دهند که بدون پسخوراند ممکن است این مهارت‌ها را ‌به‌تدریج‌ از دست بدهیم.

 

۲-۶ مهارت‌های اجتماعی نابینایان

 

۲-۶-۱ رشد اجتماعی در نابینایان

 

پژوهش‌ها در رابطه با کودکان نابینا نشان می‌دهد که این کودکان الف) در دلبستگی بین نوزاد و مادر دچار تأخیرهای رشدی می‌باشند. ب) در مقایسه با همسالا ن بینای خود از تجارب اجتماعی کمتری برخوردارند. ج) از همسالان بینای خود باز خوردهای ناکافی دریافت می‌کنند (ون، ۱۹۸۳). محققان ‌بر اساس ارزیابی‌های صورت گرفته به کمک مقیاس رشد اجتماعی وایلند نشان داده‌اند که برخی از کودکان مبتلا به اختلال بینایی در زمینه‌ی عملکردهای بین فردی دچار مشکل می‌باشند، امّا واضح نیست که آیا معلولیت آن ها باعث چنین مشکلاتی شده باشد.

 

مطالعات بسیاری نشان می‌دهند که نوزادان معلول بینایی اختلال در رفتار خندیدن دارند. برای نمونه فریدمن (۱۹۶۴) در پژوهشی ‌به این نتیجه رسید که نوزادان مبتلا به اختلال بینایی در مقایسه با همسالان بینای خود در عمل خندیدن رشد نیافته‌تر می‌باشند. وی همچنین با بررسی کیفیت خندیدن در نوزادان نابینا نسبت به نوزادان بینا متوجه شد که این عمل در نوزادان نابینا بیشتر به صورت رفلکس صورت می‌گیرد.

 

۲-۶-۲ ویژگی‌های و محدودیت‌های روانشناختی کودکان نابینا

 

– توانایی هوشی

 

ادراکات یک کو دک نابینا ممکن است بر اساس درون دادها ی حسی سایر حواس به غیر از بینایی باشد. واضح است که تجارب یادگیری کودک نابینا به طور معنی‌دار ی به خاطر فقدان بینایئش محدود است. مطالعات اولیه درباره کنش هوشی کودکان نابینا اغلب در رابطه با متوسط بهره هوشی آن ها صورت گرفته است. اما مطالعات بعدی اغلب به روی بررسی ابعاد ویژه هوشی با احتیاط بیشتر صورت گرفته است .

 

کودکان نابینا در برخی از حوزه ها با کودکان بینای همسن وسال متفاوت هستند. این حوزه ها، طیفی از درک مفاهیم یا دانش کلی درباره جهان را شامل می‌شود .

 

ساموئل هیز در اثر کلاسیک خود تحت عنوان «مشارکت‌ها در روانشناسی نابینایی» سه نکته مهم را گزارش می‌دهد: اولاً، نابینایی بخودی خود به هوش کمتر نمی‌انجامد، تعدادی از کودکان نابینا که بهره هوشی آن ها به مدت چند سال پایین بود به مراتب هوش آن ها به سرعت افزایش یافت.

 

ثانیاًً، نتوانسته است نکته‌ای به زیان دانش آموران نابینا به خصوص در رابطه با هوش کلامی آن ها پیدا کند.

 

ثالثاً، ارتباطی بین آغاز ابتلا و بهره هوشی وجود ندارد.

 

به طور کلی اغلب پژوهش‌ها حکایت از این دارند که افراد نابینا از لحاظ بهره هوشی اختلافات فاحشی با افراد بینا ندارند (شریفی درآمدی، ۱۳۷۶)

 

– توانایی مفهوم‌سازی

 

تحول توانایی‌های شناختی یا ادراکی کودکان نابینااز کودکان بینا عقب‌تر است (ویتکین[۵۲]، ۱۹۸۶، هرمن[۵۳]، ۱۹۸۶) هم چنین کودکان نابینا در تکالیفی که به تفکر انتزاعی نیاز دارد، عملکرد ضعیف تری دارند و آن ها اغلب به روش عینی ومشخص با محیط خود برخورد می‌کنند یا در درک جنبه‌های ملموس محیط تواناترند.

 

فریدمن (۲۰۰۱) کودکان نابینا را در کسب توانایی طبقه‌بندی اشیاءآموزش داد و دریافت که این آموزش آنچنان ‌در مورد کودکان نابینا مؤثر بوده است که می‌توانند با کودکان بینا برابری کند.

 

‌به این ترتیب اهمیت توانمندی‌های مفهومی همچون توانایی طبقه‌بندی به هوش مربوط است (تلفورد[۵۴]، ۱۹۸۶) دریافت اگر چه کودکان نابینا نسبت به کودکان بینا در تکالیف سری‌های تکراری اعداد بهتر عمل می‌کنند اما کودکان نابینا به طور معناداری نسبت به کودکان بینا در موضوعاتی که باید چگونگی تشابه دو چیز را بگویند (مثلا مداد و گل) بدتر عمل می‌کنند. این ناتوانی در درک و یافتن تداعی‌ها، نشان‌دهنده فقدان تجاربی است که توانایی پیوند و تداعی بین افکار و اشیاء را در کودکان نابینا محدود می‌کند. برخی از مطالعات در باره نقش بیان کلامی در مفهوم‌سازی خاطر نشان می‌سازد. که بیان کلامی کودکان نابینا ممکن است غالبا نقایص شناختی دیگر این کودکان که ناشی از وضعیت معلولیت آن ها است را پنهان سازد.

 

رنیل[۵۵] (۱۹۸۲) بیش از صد کودک نابینا را در زمینه‌های سازگاری اجتماعی، ادراک حسی حرکتی، درک مطلب کلامی با کودکان بینا مقایسه کرد و دریافت که کودکان نابینا از لحاظ پختگی، درک و فهم، جهت یابی محیطی در سطح پایین تری قرار می‌گیرند. او بر اساس نتا یج حاصل از تحقیقات خود و سایر محققین ثابت کرد که تحول ساخت مفهومی در کودکان نابینا احتمالا با تأخیر صورت می‌پذیرد و پیشنهاد کرد که چون برتری بینایی در مراحل اولیه یادگیری پایه اساسی برای فرایند‌های هوشی عالی تری به شمار می‌آید، لذا ایجاد و توسعه برنامه‌ریزی نظام‌دار از تجارب برای کودکان نابینا مهم و ضروری می‌باشد.

 

کودکان نابینا باید اطلاعات بیشتری درباره اشیاء به دست آورند و نیز باید بتوانند آن ها را لمس کنند و همزمان با شنیدن اسامی اشیاء آن ها را مورد استفاده قرار دهند در این صورت درک عمیق تری از اشیاء و مفاهیم مربوط به آن ها کسب می‌نمایند.

 

گسترش توانایی‌های مفهو می‌کودکان نابینا به کمک تصویر‌سازی ذهنی – شنیداری در سال‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است (به نقل از تام و مورفی، ۱۹۶۱).

 

– درک مفاهیم مربوط به فضا

 

اغلب به نظر می‌رسد که کودکان نابینا در درک مفاهیم مربوط به فضا تأخیر دارند. پاره‌ای از تحقیقات نشان می‌دهند که نابینایان در زمینه تحول «مفاهیم فضایی» ضعیفتر هستند، اما در مقابل مطالعات (تلفورد، ۱۹۸۲) نشان می‌دهند که مفهوم‌سازی فضا برای افراد نابینا ناممکن نمی‌باشد. نابینایان غالبا مفاهیم مربوط به فضا را به کمک حواس به غیر از حس بینایی فرا می‌گیرند. به همین دلیل محدودیتهای حس لامسه و حس شنوایی ممکن است آن ها را با مشکل روبرو سازد به عقیده تلفورد (۱۹۸۶) نابینایان دانش مربوط به چگونگی فواصل وروابط بین اشیاء (کیفیات فضایی اشیاء) را ازراه حس لامسه و حرکات بدنی (حس حرکت) کسب می‌کنند. تجارب لمسی حس حرکت (تجارب مستقیم) نیازمند تماس مستقیم فرد با آن یا حرکات بر حول اشیا ءاست. از این رو درک اشیاءدور نظیر اجرام سماوی، ابرها، افق و اشیاءبزرگی همچون کوه ها و سایر واحدهای جغرافیایی و یا چیزهای کوچکی مانند باکتری‌ها برای نابینایا ن کاری بس دشوار است (به نقل از تام و مورفی، ۱۹۶۱).

 

– تحول ادراکی و «جبران حسی»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1401-09-17] [ 08:14:00 ق.ظ ]




 

دولت بودن باید از رهگذر استقرار حکومتی مؤثر به اثبات برسد، حکومتی که دارای اقتداری مستقل از دولت های دیگر است و از صلاحیت تقنینی و اداری برخوردار می‌باشد. کمیته بین‌المللی حقوق ‌دانان در گزارش خود در سال ۱۹۲۰ درباره وضعیت فنلاند، بر عدم استقلال آن تأکید ورزید. کمیته مذبور تعیین تاریخ واقعی زمانی که دولت فنلاند از نظر حقوقی به صورت دولت واجد حاکمیت در آمده را دشوار یافت و ‌به این نتیجه رسید که : به طور حتم یک دولت نمی تواند دارای حکومت به شمار آید، مگر اینکه یک سازمان سیاسی با ثبات به وجود آید و مقامات عمومی از اقتدار کافی برخوردار باشند تا بدون کمک نیروهای نظامی خارجی، خود را در قلمرو آن سرزمین متجلی سازند (والاس، ۱۳۹۰، ۸۴ ـ ۸۳).

 

قدرت سیاسی، همراه با تشکیل جامعه از خلال روابط اجتماعی چهره می کند و همراه با تحول و پیچیدگی جوامع به صورت عالی تر و سازمان یافته تری اعمال می شود. برای اینکه قدرت سیاسی عملا موجودیت داشته باشد و بتواند اعمال شود، باید مبتنی و متکی بر سازمانبندی سیاسی باشد. این قدرت، از راه سازمان حکومتی و به وسیله فرمان روایان اعمال می شود، لکن نحوه بروز و اعمال آن، صور مختلفی دارد. حکومت برای اعمال قدرت از وسایل گوناگونی استفاده می‌کند که مثلا قدرت اقتصادی یکی از وجوه آن است. از لحاظ مارکسیست ها، قدرت سیاسی خود جلوه ای از اقتصاد است و این عامل در برابر عوامل روبنایی، به عنوان زیر بنا عمل می‌کند (قاضی شریعت پناهی، ۱۳۸۳، ۲۰۵).

 

جمعیت و سرزمین دو عاملی هستند که برای ایجاد یک کشور کافی نمی باشند و حتما به یک مقوله ی تاثیرگذار دیگری با نام قدرت و قدرت رهبری نیازمندند تا بتوانند افرادی که درون یک سرزمین سکونت دارند را اداره نمایند. کشور بدون قدرت شکل کامل به خود نخواهد گرفت و حتی قدرت برای ابراز وجود جوامع ابتدایی مانند قبیله ها و طوایف ضروری می کند ‌بنابرین‏ قدرت سیاسی لازمه ایجاد یک کشور می‌باشد.

 

د : حاکمیت

 

حاکمیت عبارت از قدرت عالیه ای است که اولا، بر کشور و مردم آن قدرت بلامنازع دارد، به ترتیبی که همگان در اخل کشور از آن اطاعت کنند و ثانیاً، کشورهای دیگر آن را به رسمیت شناخته و مورد احترام قرار دهند (هاشمی، ۱۳۸۹، ۳).

 

هنگامی که گفته می شود، دولت حاکم است، بدین معنا است که در حوزه اقتدارش دارای نیرویی است خودجوش که از نیروی دیگری برنمی خیزد و قدرت دیگری که بتواند با او برابری کند وجود ندارد. در مقابل اعمال اراده و اجرای اقتدارش مانعی را نمی پذیرد و از هیچ قدرت دیگری تبعیت نمی کند. هر گونه صلاحیتی ناشی از اوست ولی صلاحیت او از نفس وجودی او بر می‌آید. دو مفهوم دولت_کشور موجودیت ندارد، و بدون دولت_کشور موجودیت ندارد، وبدون دولت_کشور، حاکمیت مطرح نیست، نفی یکی نفی دیگری را به دنبال می آورد. حاکمیت است که همچون مرکز تولید اقتدار، به هر یک از دستگاه های فرمانروا، صلاحیت عملکرد یا اعمال اراده می بخشد و همه اعمال فرازین و فرودین قوای عمومی به نام او انجام می شود (قاضی شریعت پناهی، ص ۱۸۰).

 

در تاریخ نظام حقوق بین الملل، بروز ظهور جدی مفهوم حاکمیت به سه دوره گوناگون تقسیم می شود. پیدایی دوره نخست به سال ۱۶۴۸ باز می‌گردد. تا این زمان مفهوم حقوق طبیعی به عنوان حقوقی ما فوق سایر قوانین وضع شده از سوی حاکمان که باید از سوی آنان مورد اطاعت و پیروی قرار گیرد، به طور گسترده ای مورد پذیرش واقع شده بود. نخستین بار در سال ۱۵۷۶، نظریه حاکمیت توسط ژان بدن و بر اساس مشاهدات وی از وقایع سیاسی آن دوران فرانسه، در رساله او تحت عنوان جمهوریت با وضوح هر چه تمام تشریح گردید. دومین دوره باز پیدایی و تأکید مجدد بر مفهوم حاکمیت با تصویب منشور ملل متحد پس از جنگ جهانی دوم آغاز می‌گردد. بند ۱ ماده ۲ منشور مقرر می‌دارد که سازمان بر مبنای اصل برابری مطلق کلیه اعضای آن قرار داد. دلیل شکل گیری این اصل را نیز باید جلوگیری از سلطه طلبی کشورها بر یکدیگر، آن گونه که در جنگ جهانی دوم توسط آلمان و ژاپن اتفاق افتاد دانست. علاوه بر این بند ۷ ماده ۲ منشور، مداخله ذر موضوعاتی را که جزء صلاحیت داخلی هر کشور است ممنوع می‌کند. حاکمیت دولت ها با ظهور نهضت استعمار زدایی در طی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، برای سومین بار در تاریخ نظام حقوقی بین الملل مورد تأکید قرار گرفت. در این سال ها کشورهای تازه استقلال یافته آفریقایی و آسیایی از هر نوع دخالت بیگانگان در امور داخلی خود زبان به انتقاد گشودند و از این طریق موجبات استحکام هر چه بیشتر نظریه حاکمیت دولت‌ها را فراهم آوردند (کیتی شیایزری، ۱۳۹۱، ۱۸ ـ ۱۵).

 

ﺗﺤﺮﻳﻢ اﻗﺘﺼﺎدی را ﻣﻲﺗﻮان نمونه ای از حاکمیت و قدرت به عنوان ﺗﺪاﺑﻴﺮ ﻗﻬﺮ آﻣﻴﺰ اﻗﺘﺼﺎدی ﻋﻠﻴﻪ ﻳﻚ ﻛﺸﻮر ﻳـﺎ ﭼﻨـﺪ ﻛﺸـﻮر ﺑـﻪ ﻣﻨﻈـﻮر اﻳﺠﺎد ﺗﻐﻴﻴﺮ در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎی ﻛﺸﻮر ﻣﻮرد ﻛﻨﻨﺪ هدف ﺗﺤﺮﻳﻢ و ﻳﺎ دﺳﺖ ﻛﻢ ﺑﺎزﮔﻮی کننده ی ﻧﻈﺮﻳﺎت ﻛﺸﻮر ﺗﺤﺮﻳﻢ ﻛﻨﻨﺪه در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﺤـﺮﻳﻢ ﺷـﻮﻧﺪه ﺗﻌﺮﻳـﻒ ﻧﻤـﻮدCarter, 1988, p.1167) ).

 

به هرصورت ایجاد روابط بین‌المللی یکی از شاخص های مهم دولت بودن است، اما عینیت یافتن آن به عکس العمل سایر بازیگران در صحنه بین‌المللی بستگی دارد. اصولا تحقق سه معیار اول جنبه عینی و واقعی دارد، اما اجرای ملاک اخیر به عامل شناسایی بستگی دارد: موجودیت سیاسی یک دولت، مستقل از شناسایی آن توسط دولت های دیگر است. یک دولت حتی قبل از شناسایی هم حق دارد از استقلال و تمامیت ارضی خود دفاع نماید و موجبات بقاء و سعادت خود را فراهم سازد، و در نتیجه امور داخلی خود را به نحو دلخواه تنظیم نموده و بر اساس منافع خود قانونگذاری کرده، به تدبیر امور بپردازد، و صلاحیت دادگاه های خود را معین سازد. دولت برای اعمال این حقوق تابع هیچ محدودیتی نیست، جز در مواردی که حقوق بین الملل برای رعایت حقوق دولت های دیگر محدودیت هایی تعیین ‌کرده‌است (والاس، ۱۳۹۰، ۸۵).

 

حاکمیت را باید بالاترین قدرت موجود در یک کشور دانست که به واسطه این قدرت، همه چیز نظم پیدا می‌کند و کشور تناسب سیاسی، اقتصادی، اجتماعی به خود می‌گیرد. و با احراز این شرط یعنی حاکمیت ، یک دولت موجودیت پیدا می‌کند و به صورت تابع حقوق بین الملل خود نمایی می‌کند و با وجود چهار شرط ذکر شده یعنی سرزمین ، جمعیت ، قدرت سیاسی و حاکمیت ، یک کشور در حقوق بین الملل موجودیت پیدا می‌کند و به عنوان اولین و مهمترین تابع شناخته می شود و دارای شخصیت بین‌المللی می‌گردد. زمانی که کشور موضوع ، شخص یا تابع حقوق بین الملل لقب می‌گیرد ، آن کشور دارای شخصیت بین الملل خواهد شد زیرا کشوری که تابع حقوق بین الملل قلمداد می شود دارای حقوق و تکالیف بین‌المللی می‌گردد ، که بدون دارا بودن شخصیت بین‌المللی انجام این حقوق و تکالیف سخت و غیر ممکن به نظر می‌رسد؛ که یک کشور کامل با دارا بودن جمعیتی متشکل و یکپارچه در سرزمین مشخصی و با برخورداری از تشکیلات سیاسی به نام حاکمیت و با تشکیل حکومت دارای شخصیت بین‌المللی خواهد شد و به عنوان تابع حقوق بین الملل قادر به انجام تکالیف و برخورداری از حقوق در عرصه حقوق بین الملل خواهد شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1401-09-16] [ 10:34:00 ب.ظ ]